اَللـهُمّ عَجّـل لِـوَلِـيّـكَ الـفَـرَج : طفل بي حوصله ام, خسته ز تعطيلي ها ... 

 

 مهر من ! زود بيا 
 

وقت دبستان من است.


نویسنده: دبیر پایگاه | شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۳ - 19:20

سایت رسمی پایگاه

دسته بندی : اطلاعیه ها
سایت رسمی پایگاه

 

http://www.cms.medu.ir/pkdq

 

 

 


نویسنده: دبیر پایگاه | یکشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۶ - 20:46
 

به پایگاه کیفیت بخشی درس دینی وقرآن مستقردراستان گیلان خوش آمدید

وَشاوِرهُم فِی الاَمرِفَاذاعَزَمتَ فََتَوکلَّ عَلَی اللهِ سوره ی آل عمران آیه 159

 

مهم ترین رسالت نظام اسلامی برنامه ریزی و همفکری برای رشد و پرورش انسانهای مومن و عامل به تعالیم اسلامی است. انجام این رسالت هم بالندگی، دوام و استکمال نظام اسلامی رابه دنبال دارد همچنین بستری فراهم می کند که آحاد جامعه وظایفی را که خداوند برای آن ها معین فرموده، انجام دهند تا به سوی فلاح و رستگاری گام بردارند. لذا برآنیم برای کیفیت بخشی تعلیم و تربیت دینی با همفکری و همکاری سرگروه ها و معلمان محترم دینی و قرآن سراسر کشور گامی موثر برداشته و زمینه رابرای اجرای این مهم فراهم نمائیم .


 همكاران محترم آدرس پست الكترونيك پايگاه كيفيت بخشي درس ديني و قرآن  مستقر در استان گيلان paygah.dini@gmail.com  می باشد.


برچسب‌ها: مشورت, پایگاه, کیفیت بخشی, آغاز, مقدمه
ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۲۵ - 12:18

معرفی اعضا

دسته بندی : معرفی اعضای پایگاه کیفیت بخشی
روز های حضور  سه شنبه و پنجشنبه ساعت 8 الی 13 شماره تلفن ثابت/ 01316667184

نام و نام خانوادگی

مدرک تحصیلی

سمت

شماره همراه

حسین نظری

فوق لیسانس

 دبیر پایگاه

۰۹۱۱۳۳۷۵۳۲۵

محمود شکری

فوق لیسانس

عضو پایگاه

۰۹۱۱۲۴۵۴۵۰۹

محمد رضا شکوری

لیسانس

عضو پایگاه

۰۹۱۱۹۸۴۸۲۸4

مسعود کاظمی

لیسانس

عضو پایگاه

۰۹۱۱۲۳۲۳۳۱۳

paygah.dini@gmail.com


نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۲۵ - 11:53

باسمه تعالی

با سپاس و قدردانی از کلیه همکارانی که تالیفات جدید آن ها در مورددروس 

 پیام هشتم به پایگاه ارسال شده ، بدین وسیله به اطلاع می رسانیم که  

پس از بررسی همه ی تالیفات نظر پایگاه در این خصوص در اردیبهشت   

سال آینده اعلام خواهد شد.

من الله توفیق


نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ - 11:31
 

ميزان

از موضوعات مربوط به قيامت، «ميزان» است؛ يعنى در قيامت اعمال خوب و بد انسان‏ها را وزن مى‏كنند و كسانى كه اعمال نيك آنها سنگين‏تر است، رستگارند و كسانى كه اعمال نيك آنها سبك است، اهل جهنم خواهند بود. قرآن مى‏فرمايد:

وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى‏ بِنا حاسِبِينَ.[1]

ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت بر پا مى‏كنيم؛ پس به هيچ كس كم‏ترين ستمى نمى‏شود و اگر به سنگينى يك دانه خردل [كار نيك و بدى‏] باشد، ما آن را حاضر مى‏كنيم، و كافى است كه ما حساب كننده باشيم.

فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ* فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ* وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ* فَأُمُّهُ هاوِيَةٌ.[2]

اما كسى كه [در آن روز] ترازوهاى اعمالش سنگين است، در زندگى خشنود كننده‏اى خواهد بود؛ اما كسى كه ترازوى اعمالش سبك است، پناهگاهش دوزخ است.

در باره ميزان چند مطلب گفتنى است كه عبارتند از:

 

1. معناى ميزان‏

ما در زندگى روزمره خود با انواع ميزان و وسيله سنجش آشناييم؛ مانند ترازو، خط كش، شاغول، تراز، كيلومتر شمار، هواسنج، بادسنج، گرماسنج، كنتور و فشارسنج؛ اما ميزان و ابزار سنجش اعمال روز قيامت به هيچ‏يك از اينها شبيه نيست. معيار سنجش اعمال در آن روز حق است. هر عملى كه با حق همراه است، سنگين‏تر است گويى روز قيامت حق تجسم مى‏يابد و اعمال بر آن عرضه مى‏شوند و آن‏گاه سرنوشت انسان‏ها تعيين مى‏گردد. امام صادق‏

در تفسير آيه «و نضع الموازين القسط ...» مى‏فرمايد:

ميزان، همانا پيامبران و اوصياى آنانند ..[3]

بدين‏سان، اعمال هر كس بر اعمال پيامبران و اوصيا عرضه مى‏شود و ملاك و معيار و ميزان هر امتى عمل پيامبر و وصىّ پيامبر آن امت است.

قرآن پيامبر را اسوه و الگوى انسان‏ها مى‏خواند. درست، همان‏گونه كه اعمال و عقايد و اخلاق و سيره او در اين دنيا الگو و معيار حق و باطل است، در روز قيامت نيز ميزان و وسيله سنجش اعمال انسان است.

 

2. ميزان براى چه كسانى است؟

از قرآن و روايات بر مى‏آيد كه ميزان براى اهل ايمان است. براى مشركان و گنهكارانى كه بر اثر برخى گناهان، همه كارهاى خوب خود را تباه كرده‏اند و آنان كه هيچ شباهتى به پيامبران ندارند، ميزانى نخواهد بود. قرآن مى‏فرمايد:

روز قيامت، ميزانى براى آنها بر پا نخواهيم كرد.[4]



[1]. انبياء: 47.

[2]. قارعه: 6- 9.

[3]. محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 7، ص 249.

[4]. كهف: 105. فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً.


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۵ - 11:44

باسمه تعالی

جدول شرح موارد ارسالی از استانها  94-93

ردیف

نام استان ها

شرح

1

آذربایجان شرقی

1-        مشخصات و برنامه عملیاتی 26 مهر

2-      برنامه تقسیم بندی پایه هشتم - بودجه بندی پیام   هفتم- گزارش کارگاه 10 آبان 

3-       بخشنامه فراخوان- گزارش جلسه سرگروه ها- فرم مشخصات سرگروههای نواحی 23 آبان

4-       نمون برگ های ارزیابی و گزارش بازدید با تصاویر   10 آذر

5-       گزارش کارگاه آموزشی- با تصویر 6 دی

6-       مطلب آفرینش شگفت انگیز درس 1 - نقد و تحلیل درس   4 و 10 پیام هشتم 7 دی

7-      نمونه سوال نوبت اول   پیام هشتم 4 مورد - 8 دی

8-      8- آفرینش شگفت   انگیز 13 دی 

9- طراحی آموزشی - طرح درس روزانه درس 10 پیام هفتم-درس یک قرآن و درس هشت پیام هشتم 25 بهمن

2

آذربایجان غربی

1-        مشخصات و برنامه عملیاتی 17 مهر

2-       فرم ارزشیابی مستمر و تکوینی 5 آبان

3-       صورت جلسات و بازدیدها به همراه تصاویر و   مستندات مربوطه و تفسیر آیات پیام هفتم 17 آبان

4-       فرم ارزشیابی پیام آسمان-متن سوال و پاسخ پیام   هفتم 30 آبان

5-       گزارش هم اندیشی سرگروه ها با تصویر 15 آذر

6-       آشنایی با سوره هاتی قرآن 18 آذر

7-       پاورپوینت آشنایی با سوره های   قرآنی هفتم 4 دی

8-      نمونه سوال پیام هفتم و هشتم 3-پاورپوینت   آفرینش شگفت انگیز- تالیف درس پیام هشتم-مناظره خالق و مخلوق0 2دی

9-       آفرینش شگفت انگیز 5 بهمن

10- پاورپوینت آفرینش   شگفت انگیز- تالیف درس 1 پیام 8 - مناظره خالق و مخلوق 1 بهمن

 11- نشریه سراج-پیام قرآنی(آموزش قرآن هفتم و هشتم)12 اسفند

 

3

اردبیل

1-        مشخصات اعضا و برنامه عملیاتی 17 مهر

2-       طراحی و تحلیل پیام هشتم 5   آذر 

3-       همایش- اهداف تدریس ، بودجه بندی و بارم پیام   آسمان هشتم 6آذر

4-  سوال پیام هشتم-  دو مورد سوال پیام هشتم-درس اول پیام هشتم 15 بهمن  

5- تالیف درس عفو و گذشت 25 بهمن   

6- مشخصات اعضای جدید-تصویر و گزارش کارگاه- گزارش عملکرد نیم سال اول 7 اسفند    

4

اصفهان

1-        مشخصات و برنامه عملیاتی 5 آبان

2-       مطلب مسلما 1- 4 آذر

3-       تحلیل کتاب پیام هشتم 6 دی

4-       فرم پیشنهادی پیام هشتم – گزارش سه ماهه عملکرد گروه - آیات پیام هشتم - پاورپوینت درس به درس پیام هشتم- درس پژوهی  11 دی

5-       گزارش دومین مجمع گروه دینی و قرآن 12 دی

6-        مطلب عفو و گذشت- فرم نظرسنجی – آیات کاربردی – نمونه سوال قرآن هفتم و هشتم 20 دی

7-       مطالبی درباره ی عفو و گذشت –سوال پیام هشتم 28 دی

8-       طرح درس پیام هشتم- سوال پیام هفتم – کتابی که دانشمندان در مقابلش زانو   میزنند-عفو گذشت پیام هشتم 4 بهمن

9- اسما خدا 11بهمن 

10- پاورپوینت حجاب-سوال پیام هشتم-قرآن هشتم-امیدبخشترین آیه قرآن درس 11 و 12 پیام هشتم  17 بهمن 

11- بررسی سوره لقمان- دو مطلب درباره ی ماهواره 2 اسفند 

12- رابطه اخلاق و تغذیه-16 اسفند

5

البرز

1-        برنامه عملیاتی 15 مهر

2-       مشخصات اعضا    22 مهر

3-       دو طرح درس 29 مهر

4-       برخی سفارشات حضرت رسول به امام علی- صورت جلسه   گروه های استان خبر برگزاری سه کارگاه 25 آذر

5-       پاورپوینت آیات پیام هشتم 9 دی

6-       بررسی کتاب هشتم روش آموزش روخوانی قرآن- تالیف درس پیام هشتم   30 دی

7- تالیف درس پیام هشتم (همه چیز در دست توست)- درس رویای صادق- ضرورت یاد مرگ و قیامت - سوال پیام هشتم و تحلیل پیام هشتم پیشنهاد برای قرآن هفتم 8 بهمن 

8- گزارش 6 ماهه 5 اسفند

6

ایلام

1-        مشخصات اعضا و برنامه عملیاتی 7 آبان 

2- تالیف درس همه چیز در دست تو 5 اسفند 

3- چند مورد گزارش بازدید - پیک نوروزی 20 اسفند

7

بوشهر

1-        مشخصات اعضا- برنامه عملیاتی 25 آبان

8

تهران

1-        مشخصات اعضا و برنامه عملیاتی 26 مهر

2-       گزارش فعالیتهای گروه از4-18 آبان شامل 9 عنوان   18 آبان

3-       بارم بندی پیشنهادی پیام آسمان هفتم 20 آبان

4-       برنامه عملیاتی- آیات ستاره دار هفتم و هشتم-   گزارش و ریزبرنامه ی مجمع سوالات و پاسخ های دروس پیام هشتم   9آذر

5-       بررسی ارتباط فرآن و پیام آسمان ششم و هفتم 10   آذر

6-       نشست دبیران تهران و مولف کتاب پیام هفتم و   هشتم 25 آذر

7-       نمونه سوال نوبت اول پیام هشتم27   آذر

8-      شیوه ی متفاوت طرح درس نویسی 7 بهمن

9-    گزارش سه ماهه 10 بهمن  

10- گزارش گیری از تدریس- گزارش همایش سرگروهها- نظرسنجی پیام هشتم - داستان های کوتاه مرتبط با پیام هشتم- پاورپوینت درس پژوهی و کارگاه طرح درس نویسی- تالیف درس 9 پیام هشتم- بروشور آشنایی با روش های تدریس 18 بهمن   

 11- دفترچه ی گزارش و مستندات فعالیت های نیمه اول 30 بهمن 

12- دومین جلسه ی سرگروهها 3 اسفند 

13- طراحی الگوی آموزشی- طرح درس روزانه - تقویم اجرایی - آیات قرآن درباره بهداشت روان- جملات تربیتی -نظارت بالینی(دو مورد)-جزوه طراحی آموزشی 20 اسفند 

9

چهارمحال بختیاری

1-        برنامه عملیاتی 30 مهر

2-       بودجه بندی پیشنهادی 30 مهر

3-       دو طرح درس 30 مهر

4-       مشخصات اعضا- فرم ارزیابی مناطق-بارم بندی   پیشنهادی پیام آسمان هفتم و هشتم-  گزارش   مجمع دبیران دینی و قرآن 25 آبان

5-       فرم ارزیابی سرگروهها- بارم بندی پیشنهادیقرآن   و پیام هشتم-سوال قرآن هشتم- مشخصات اعضا- برنامه عملیاتی- فرم غرآیند کارگاه   آموزشی برگزار شده و لیست دبیران شرکت کننده 30 آبان

6-       تصویر جدید برای پیام هشتم درس 4 پایه هشتم پاورپوینت آیات با تصاویر 22 دی

 7- cdپاورپوینت گزارش 4 ماهه 30 بهمن

10

خراسان جنوبی

 1- cdمتون تالیفی پیام هشتم(چندین مورد)- مطلب ابعاد مالکیت زن در اسلام - 30 بهمن 

2- برنامه عملیاتی و مشخصات اعضا 5 اسفند

11

خراسان رضوی

1-        مشخصات اعضا 8 مهر

 2-cd احادیث با تصویر - پاورپوینت درس 5 کتاب هشتم - مطالبی درباره ی عید غدیر و مطالبی درمورد درس5 پیام 8- 30 بهمن

 

 

12

خراسان شمالی

1-        مشخصات اعضاو برنامه عملیاتی 28 مهر

2-       گزارش هم اندیشی دبیران استان 24 آذر

3-       گزارش هم اندیشی دبیران 24 آذر

4-       گزارش فعالیت 4 ماهه- برنامه عملیاتی   سالانه-جلسه درس پژوهی گزارش کار سرگروه های استان-بازدید-   بررسی کتاب درسی قرآن-سوالات امتحانی- کارها و فعالیت های دانش آموزی پاورپوینت مفاهیم قرآنی-درس قرآن و   حجاب  30 دی

 5- عملکرد سه ماهه و تالیف درس پیام در قالب سه CD-9 بهمن

 6- cd پاورپوینت درس 5 پیام 8 - حدیث - صورت جلسه سرگروه ها با فیلم و تصویر - طرح درس و مطلب درس پژوهی - و فیلم تدریس همراه با نقد و بررسی - 30 بهمن 

7- اعلام نتایج تالیف درس 5 و طراحی سوال 11 اسفند

 

13

 

خوزستان

1-        مشخصات اعضا و برنامه عملیاتی 15 مهر

2-       بارم بندی پیشنهادی پیان آسمان هشتم 7 آبان

3-       ملاک های ارزشیابی گروه ه9ای دینی قرآن   شهرستانها 7 آبان

4-       بودجه بندی پیام آسمان هشتم 7 آبان

5-       طرح درس سالانه پیام آسمان هفتم20 آبان

6-       طرح درس 2- پیرامون عید غدیر 23 آبان

7-       اطلاعیه در مورد تالیف درس جدید7 آذرپ

8-      اطلاعیه در مورد تالیف درس جدید7 آذر 

9-      گزارش کارگاه با تصاویر-   احادیثی پیرامون نماز و روزه(پیام هشتم)-سوالات پیام هشتم- نمونه سوال پیام هفتم   و هشتم2 دی

10-       گزارش کارگاه 9 دی

11-      گزارش کارگاه با تصاویر 16 دی

12-     گزارش کارگاه 20 دی

 13- مقاله عشق و زن از دیدگاه فخرالدین عراقی - نشاط در محیط آموزشی 8 بهمن 

 14تالیف شوشتر مرتبط با پیام هشتم 17 بهمن

 

14

زنجان

1-        بخشنامه درخواست برنامه از مناطق، مشخصات اعضا   و برنامه عملیاتی 15 مهر

2-       داستان کوتاه طرح دس نحوه ی طراحی سوالات امتحانی 23 دی

3- درس هفتم پیام 8- فرصت طلایی و طرح درس پیام های آسان 9 بهمن

15

سمنان

1-        مشخصات اعضا 5 مهر

2-       برنامه عملیاتی 13 مهر

3-       تصاویر از نشست تخصصی سرگروه های مناطق و نشست   سرگروهها با مولفین کتاب 30 آبان

4-       تصاویر بازدید 12 آذر

5-       پاورپوینت نامه امام علی به امام   حسن 6 دی

6-       گزارش سه ماهه پاورپوینت درس 11 و 13 پیام هشتم 11 دی

7-       4 مقاله دس پژوهی   مطلب فرصت طلایی 20 دی

8-      پاورپوینت درباره ی نماز و سبک زندگی- و آیات   درباره ی صالحین سوال قرآن هفتم و هشتم 27 دی

9-       تالیف درس ده پیام هشتم-ماه مهمانی خدا 4 بهمن

16

سیستان و بلوچستان

1-        مشخصات اعضا و برنامه عملیاتی 15 مهر

2-       طرح تدریس دینی- پایه هشتم 17 مهر

3-       پاورپوینت شگفتی های خلقت و جدول بودجه بندی   پیام آسمان هشتم-21 آبان

4-       طرح درس هشتم 5 آذر

5-       جلسه با مدیرکل آموزش دوره ی متوسطه اول و   افتتاح چند طرح با تصاویر 12آذر

6-       نمونه سوال قرآن و پیام هشتم 2 دی

7-       نمونه سوال قرآن و پیام هشتم 11 دی

8-      گزارش برنامه سه ماهه- جلسه با وزارت با تصاویر   صورت جلسه گروه های آموزشی گزارش تصویری از بازدید خاش گزارش بازدید و نظارت بالینی 13 دی

9-       حکایت- درس پژوهیمطلبی درباره ی حجاب و درس نشان ارزشمندی 1   بهمن

 10- cdچند مطلب درباره ی درس پژوهی - درس حجاب - گوهرناب - نشان ارزشمندی و پاورپوینت در مورد آن- 30 بهمن

شهرستان های تهران

1-        مشخصات اعضا 12 مهر

2-       برنامه عملیاتی 25آبان 

3- امتیاز سرگروه های قرآن-تدبیر زندگانی

17

فارس

1-        مشخصات اعضا و برنامه عملیاتی 17 مهر

2-       طرح درس روزانه پیام آسمان هفتم 16 آبان 

3-       مشخصات اعضای جدید 2 دی

4-       برخی آیات در مورد مدگرایی- مطلب مد و مدگرایی-   مطلبی درباره ی اسراف و شعر تدبیر زندگانی مطلبی درباره ی درس 9(نصیحت زاهد)- مبانی و   راهبردهای مصرف از نگاه قرآن و روایات 28 دی

5- گزارش سه ماهه اول-8 بهمن

18

قزوین

1-        مشخصات و برنامه عملیاتی 3 آبان

2-       آدرس جدید سایت و ایمیل-طرح درس- تحلیل درس 5   پیام آسمان هشتم4 آذر

3-       ننمونه سوال پیام هفتم-پاورپوینت نکاتی   درباره ی روش تدریس- گزارش سرگروه ها با تصویر 25 آذر

4-       تحلیل پیام هشتم-10 دی

5-       گزارش سه ماهه 16 دی

6-       آدرس وبلاگ    - مطلب دنیای نوجوان گزارش سه ماهه 24 دی

7-       تالیف درس 10پیام هشتم- پاورپوینت تدریس پیام   های آسمانی-تدریس درس 10-درس پژوهی 30 دی

 8- ارسال تالیف برتر 8 بهمن 

9- طراحی سوالات امتحانی-سوال پیام هفتم 20 بهمن

 10- cd تالیف درس 10 پیام 8 (چند مورد) 30 بهمن 

11- طراحی و اجرای درس پیام(درس پژوهی) - قر؟آن و علم 20 اسفند

 

    

 

19

قم

1-        مشخصات اعضا و برنامه عملیاتی 27 مهر

2-       آدرس جدید وبلاگ 2 آذر

3-       گزارش سه ماهه 20 دی

4-       گزارش 4 ماهه 4 بهمن 

5- درس 10 پیام هشتم 18 بهمن

20

کردستان

1-        مشخصات اعضا و برنامه عملیاتی  22 مهر

2-       نمونبرگهای بازدید از مدارس- مشخصات عضو   جدیدبودجه بندی قرآن و پیام هفتم و هشتم- گزارش بازدید اول آذر

3-       آدرس سایت 9آذر

4-       نمونه سوال پیام هشتم 13 آذر

5-       طرح درس قرآن هشتم و نمونه سوال قرآن هفتم 16   آذر

6-       گزارش عملکرد 18 آذر

7-       حکمت نزول قرآن-سوالات متن درس پیام آسمان دروس یک تا سه-اعجاز   قرآن - سره های مکی و مدنی 29 آذر 

8-     ارسال عکس از بازدید 2   دی

9-      تحلیل محتوای درس 2 پیام   هشتم 4 دی

10-     نامه فراخوان تالیف درس   پیام هشتم 5 دی

11-      طرح درس پیام هشتم 6 دی

12-     معیارهای ارزشیابی 11 دی

13-  درس 11 پیام   هشتم 12 دی

14-  نظر همکاران   درباره ی دروس دینی و قرآن 13 دی

15-  نماز در آیینه   ی قرآن گزارش کارگاه تخصصی رشته دینی با   تصاویر اسکن صورت جلسه کارگاه بهترین روش برای حفظ قرآن 14 دی

16-     وضو و معالجه بیماری ها 15 دی

 

17-  بروشور دین تصاویر کارگاه کلاس درس پژوهی و نظارت بالینی مردم در برابر ادیان 19 دی

18-  پاورپوینت   نحوه تهیه طرح درس- نقش باورهای دینی 20 دی

19-     تالیف درس آفت های زبان پاورپوینت پیام هفتم 30 دی

20-     آفت های زبان 4 بهمن

21- تالیف درس "آفت های زبان 9 بهمن

22- اسماء الحسنی 13 بهمن 

23- پاورپوینت زندگی پیامبر- قیام مسیح 15 بهمن 

24- نرم افزار کتاب پیام هفتم 2 اسفند 

25- تحلیل کتب پیام و قرآن 7و8- گزارش درس پژوهی 10 اسفند 

26-نمونه سوال هفتم و هشتم 12 اسفند 

 27- چرا خواندن نماز برایمان سنگین است-16 اسفند  

21

کرمان

1-        مشخصات اعضا 20 مهر

2-       سوالات قرآن هشتم دروس1-4،  9آذر

3-       نمونه سوال پیام هفتم  22 آذر

4-       گزارش بازدید رفسنجان و سیرجان 15 دی

22

کرمانشاه

1-        برنامه عملیاتی 4 آبان

2-       مشخصات اعضا 20 مهر

3-       بودجه بندی و بارم بندی پیشنهادی پیام هفتم 20   آبان

4-       گزارش همایش با تصویر 25 آبان

5-       طرح درس 28 آبان

6-       گزارش کارگاه 6 دی 

7- پاورپوینت ارزش کار 14 دی

8-       امتحان پیام هشتم 18 دی

9-     طرح درس پیام هشتم 28 دی

10-  تالیف درس ارزش کار 4 بهمن  

11-پیام های آسمان از دیدگاه اهل سنت 18 بهمن 

12- تحلیل محتوای قرآن هشتم- بررسی پیام هشتم 19 بهمن 

14- مقاله حمایت از محیط زیست از دیدگاه اسلام 9 اسفند

23

کهکیلویه بویراحمد

1-        مشخصات اعضا و برنامه عملیاتی 20 مهر

2-       تالیف درس دو پیام هشتم(ارزش کار) 1 بهمن

24

گلستان

1-        مشخصات و برنامه عملیاتی 22 مهر 

2- کلید گنج ها- گزارش جلسه ی سرگرو هها 10 اسفند 

 

25

گیلان

1-        مشخصات اعضا 6 مهر

2-       برنامه عملیاتی 30 مهر

3-    
 
فرم ارزشیابی مناطق 30 مهر

4-       بارم بندی پیشنهادی درس پیام آسمان هشتم 5 آبان

5-       طرح درس 7 آبان

6-       مطلب زیباترین ها- نمون برگ فرآیند یاددهی 7آذر

7-       بارم بندی پیام هفتم گیلان 12 آذر

8-      گزارش عملکرد 1 16 آذر

9-       سوال نوبت اول قرآن و پیام هشتم- نقش وراثت در   تعیین شخصیت انسان از منظر قرآن کریم-طرح درس بینای مهربان پیام هفتم- اشکالات   روش تدریس سنتی 19 آذر

10-      شخصیت   از منظر قرآن کریم-طرح درس بینای مهربان پیام هفتم- اشکالات روش تدریس سنتی 19   آذر 

11-       پاورپوینت درس عفو و گذشت هشتم- نمونه سوال   هفتم- طرح درس روزانه- پاورپوینت پیام هفتم- نقد درس روزی که اسلام کامل شد-   تحلیلی بر قرآن هشتم 2 دی

12-     پاورپوینت   درس8 پیام 8- نمونه سوال پیام هفتم و هشتم 10 دی

13-  جدای دریاها و   خشکی ها 18 دی

14-  بررسی قرآن   هشتم-روش تدریس 29 دی

15-  اسماءحضرت   فاطمه 5 بهمن 

16-پاورپوینت امام زمان-حضرت زهرا (س)قرآن در جلوگیری از جنگ نرم-پاورپوینت درس6 پیام 8-پوستر نام حضرت محمد(ص)-بهترین عامل شادی18 بهمن 

17-چند مورد گزارش بازدید از مدارس25 بهمن 

18- درس 13 پیان 8- علت عربی خواندن نماز 3 اسفند 

19- گزارش بازدید از مدارس- بارم بندی پیام هفتم-نقش دین در انسان شناسی-جلات قصار از علی(ع)-حدیثی از حضرت رسول (رد دعای انسان)- پاورپوینت درس 5 پیام 8-10 فیلم کوتاه(طی الارض) اسفند

26

لرستان

1-        مشخصات اعضا 26 مهر

2-       برنامه عملیاتی 5 آبان

3-       مطلبی درباره ی قرمطیان 18 آبان

4-       شعر شریف رضی در رثای امام حسین 20 آبان

5-       مطلبی درباره ی استاد یسیوتی 6 آذر

6-       درباره استاد راغب-13 آذر

27

مازندران

1-        مشخصات و برنامه عملیاتی 26 مهر

2-       گزارش و تصاویر همایش سرگروه ها-12 آذر

3-       بودجه بندی قرآن و پیام هفتم و هشتم- بارم بندی   پیشنهادی پیام هفتم سوالات پیام هشتم 20 آذر

4-       طرح درس روزانه 1 دی 

5-       نمونه سوال پیام هفتم 2 دی

6-       اسما حسنی 2 بهمن

7- پاورپوینت اسماءالحسنی و نامه ی مرگ- پاورپوینت درس 4 و 7 پیام هفتم و نماز - مطلب اعداد در قرآن 10 بهمن 

8-

  تدوین درس 14(ما مسلمانان) - 10 اسفند

28

مرکزی

1-        مشخصات اعضا 20 مهر

2-       برنامه عملیاتی 4 آبان

3-       طراحی آموزشی بر اساس درس پژوهی 19 آبان 

آدرس سایت 20 بهمن

 

4-       عضو جدید 10 آذر

 

5-       درس تدبیر زندگانی 13 دی 

6-درس 14 پیام هشتم21 بهمن

 7- cd تفسیر آیاتی از سوره های آل عمران - حجرات - فتح - فیلم و سرود - مطالب برگزیده از چند کتاب - پاورپوینت احادیث موضوعی - 30 بهمن

29

هرمزگان

1-        برنامه عملیاتی 14 مهر

2-       مشخصات اعضا 6 آبان

3-       پاورپوینت درس اسوه ی فداکاری 11 آذر

4-       درس نشان ارزشمندی پیام هشتم 18 آذر

5-       درس 9 پیام 16 دی

6-       پاورپوینت درس 5 هدیه 22 دی

7-       پاورپوینت درس حق الناس پیام هشتم- تالیف درس   پیام آسمان هشتم-مطلب درباره ی جامعه اسلامی- سوال نوبت اول پیام 7و8-30 دی

8-    گزارش گردهمایی سرگروه ها - نقد درس 15 پیام هشتم 14 بهمن   

9- پاورپوینت تجوید قرآن 20 بهمن  

10-پاورپوینت مغز انسان، آفت های زبان، گفتگو با خدا، نشان ارزشمندی(پیام هشتم) اول اسفند 

11- گزارش عملکرد نیم سال اول 12 اسفند 

30

همدان

1-        مشخصات اعضا 9 مهر

2-       دفتر ثبت فعالیت های درس پیام های آسمان 9 مهر

3-       برنامه عملیاتی 26 مهر

4-       گزارش همایش سرگروه های دینی و قرآن 1 آبان

5-       بودجه بندی کتاب پیام آسمان 22 آبان

6-       آدرس وبلاگ جدید گروه 27 آذر

7-      طرح   درس قرآن و پیام هشتم 9 دی

8-      آدرس جدید سایت 11 دی

9-       نمونه سوال پیام و قرآن 13 دی

10-      بخشنامه ها و گزارش فعالیت سه ماهه 20 دی

11-      گزارش کارگاه تخصصی دینی و قرآن و عربی 30 دی

12-     تالیف حق الناس 4 بهمن 

13- گزارش شرکت در همایش 10 اسفند

31

یزد

1-        مشخصات اعضا و برنامه عملیاتی 13 مهر

2-       بازدید از مدارس میبد 19 آذر

3-       گزارش عملکرد نیم سال اول 30 دی 

4- فرم ارزیابی تحلیل محتوا همراه با نمونه24 بهمن

 

 

 

 

 


نویسنده: دبیر پایگاه | سه شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۴ - 9:42
 

مباحث عام

 

سوال 5- « خدا نامحدود است » یعنی چه؟

 

در احادیث معصومین (ع) آمده است : « لیس یُنتهی إلی حدّه » 1 که اظهار می دارد : « خدا نامحدود است » . اما این نامحدودیت به چه معناست؟ برای پاسخ به این سؤال ، ابتدا باید معنای نامحدودیت و نحوه ی تصور کردن را دانست. در این جا ، به تبع استاد مطهری ، مطلب را از موردی ساده تر ، یعنی « تصور ما از فضای نامحدود » آغاز می کنیم . ایشان می فرماید :

« ما گاهی می اندیشیم که فضا متناهی است یا نامتناهی؟ محدود است یا نامحدود؟ همین سؤال دلیلی است بر این که : « ذهن همان طور که تصوری از متناهی و محدودیت دارد ، تصوری هم از غیرمتناهی و نامحدود  دارد.» در صورتی که اگر ذهن بخواهد مصداق فضای نامتناهی را تصور کند ، یعنی بخواهد غیرمتناهی را نزد خود مجسم سازد، در حالی که آن فضای مجسم ذهنی واقعا غیرمتناهی باشد ، امکان پذیر نیست. ولی اگر ذهن فضای محدود را در خود مجسم کند  و آن گاه هم مفهوم کلی فضا و هم مفهوم محدودیت را تعقل کند ، آن گاه مفهوم نفی و عدم را بر فضای محدود اضافه کند ، امری ممکن و معقول می شود و واقعا فضای نامحدود را تصور کرده است . پس ، ذهن به طور مستقیم قادر به تصور نامحدود نیست ؛ اما به طورغیرمستقیم چنین قدرتی را دارد . به بیان دیگر ، ذهن نمی تواند نامحدود را تخیل کند ؛ اما می تواند آن را تعقل کند .» 2

 

در این مثال ، ما فقط نامحدودیت را در مسأله بعد جسمانی تصور کردیم ، در حالی که خدا اصلا جسم نیست تا از این حیث محدود باشد و یا نامحدود. اکنون در تکمیل می افزاییم : در واقع نامحدودیت صفتی برای تمام صفات ثبوتی خداست ؛ نه این که خودش یک صفت مستقل باشد. به این بیان که : ما هر صفتی را تصور می کنیم (علم ، قدرت و ...) ، تصور محدودی از آن داریم ؛ یعنی آن چه در ذهن می آید ، علم محدود ، قدرت محدود و ... است . حال ، اگر بخواهیم این صفات را به خدا نسبت دهیم ، باید مثل همان حالتی که فضای نامحدود را تصور می کردیم ، علم نامحدود و ... را تصور کنیم و آن گاه به خدا نسبت دهیم . پس این که خدا نامحدود است ، یعنی : « هم وجودش به هیچ حدی محدود نمی شود و هم صفاتش . »

 

توضیح فوق بیشتر نامحدودیت صفات را تبیین می کند و مطلبی قابل فهم تر است و در احادیث هم بدان اشاره شده است : « الذی لیس لصفته حٌد محدود ٌ »  3.  اکنون اگر بخواهیم بحث دقیق تری به لحاظ فلسفی داشته باشیم ، باید اضافه کنیم : نه فقط صفات خدا ، بلکه ذات خدا (= وجود خدا) هم نا محدود است و اساسا ً چون وجودش نامحدود است ، صفاتش هم نامحدود می شود . به عبارت دیگر نامحدودیت ، تنها وصفی برای صفات خدا نیست ؛ بلکه توصیفی درباره ی ذات خدا نیز هست ؛ چنان که در احادیث آمده است : « وَصَفَ نفسَه بغیر محدودیة » 4 یا « لیس له حدٌّ یُنتَهی إلی حدّه . » 5 . تبیین این مطلب ، از مباحث دشوار و عالی فلسفه ی صدرایی است و برای فهم آن باید دست کم مفاهیم اصالت وجود ، تشکیک وجود ، وحدت تشکیکی وجود ، و بسیط الحقیقه بودن وجود را بخوبی دریافت تا بر اساس آن ها معلوم شود که وجود هیچ موجودی ، وجود خدا را محدود نمی کند . این بحث بسیار مفصل و خارج از مجال این سلسله مباحث است. 6

__________________________________________

 

1-      توحید صدوق، ص 33(باب 2، حدیث 1)؛ از حضرت علی (ع).

2-      مرتضی مطهری، پاورقی های اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج5، صص 145-144 .

3-      نهج البلاغه، خطبه ی1 : او کسی است که برای صفتش، حدی که آن را محدود کند ، وجود ندارد(صفاتش به هیچ حدی محدود نمی شود).

4-      توحید صدوق، ص58(باب2، حدیث 16) : [ خدا ] ذات خود را به «نامحدود بودن» توصیف کرده است.

5-      همان، ص33(باب2، حدیث1) : حدی برای او نیست که او به آن حد پایان پذیرد.

6-      برای بحثی نسبتاً ساده ، اما دقیق درباره ی مفاهیم ، ر.ک : اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج3؛ و شرح مبسوط منظومه، ج1.

 

 

منبع: پرسش ها و پاسخ های دینی اثر حسین سوزنچی

 

 


نویسنده: دبیر پایگاه | سه شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۷ - 11:10

مباحث عام

 

 سوال 4- چه ویژگی در خدا هست که او را ازلی و ابدی کرده است؟ چگونه خدا همیشه وجود داشته است و خواهد داشت؟

به این سؤال دو پاسخ می توان داد؛ یکی ساده تر و دیگری دقیق تر :

1-      پاسخ اول این است که می گوییم : لازمه ی واجب الوجود بالذات بودن ، این است که خدا در همه ی زمان ها وجود داشته باشد ؛ زیرا اگر زمانی باشد که خدا در آن زمان نباشد ، آن گاه عدم برای خدا ممکن می شود . آن گاه خدا دیگر واجب الوجد نیست ، بلکه ممکن الوجود می شود. 1  این مطلب در برخی احادیث به این عبارت آمده است : « خدا ، قبل و بعدی ندارد ؛ وگرنه متناهی می شود . » مثلا ً امام حسن(ع) می فرماید : « احمدلله الذی لم یکن له أول ٌ معلوم ٌ ، ولا آخِر ٌ متناهٍ ، ولا قبلٌ مدرک ٌ ولا بعد ٌ محدود ٌ ولا اَمَد ٌ بـ «حتّی» ولا شخص ٌ فیتجزّأ ولا اختلاف ُ صفةٍ فیتناهی»

 

از جمله دلایل دیگری که در احادیث آمده است و آن را می توان از سنخ همین پاسخ اول دانست ، این است : « اگر زمانی باشد که خدا در آن زمان نباشد و بعد حادث شود ، لازمه اش امکان تغییر و انتقال در ذات خداست و این ، با واجب الوجود بودن منافات دارد . » امام علی (ع) می فرماید : « ... سبحانه و بحمده ، لم یُحدَث فیُمکِن َ فیه التّغیُّر والانتقال ، ولم یُتصَرَّف فی ذاته بکرورالأحوال.»3

 

2-      اما پاسخ دقیق تر این است که بگوییم : اساسا ً خداوند فوق زمان می باشد و در واقع ، امری «بلا زمان » است و به تعبیر امام رضا(ع) : « لا تصحبه الأوقات » 4 ؛ لذا تعبیر ازلی و ابدی بودن خداوند ، یک تعبیر مسامحی است و مراد از آن ، این است که چون خداوند بی زمان و فوق زمان است ، پس همه ی زمان ها نزد او حاضرند . پس هم زمان ازل و هم زمان ابد نزد او حاضر است . آن هم نه مثل ما که وقتی در حال بسر می بریم ، دیروز و فردا برایمان غایب است و وقتی در دیروز بسر می بردیم ، امروز و فردا برایمان غایب بوده است و ... ؛ بلکه چون خدا بی زمان است ، همه ی زمان ها با هم و به طور یکسان نزد او حاضرند . البته درک این مطلب تا حدی دشوار است ؛ اما کسانی که با نظریه ی نسبیت اینشتن آشنا هستند ، این مطلب را که : « چگونه می شود چیزی را که من امروز و یا فردا می پندارم ، برای شخص دیگری ، هر دو با هم حاضر باشد» به سادگی درک می کنند.

 

اما چرا گفتیم: « خدا فوق زمان و بی زمان است؟ » زیرا خدا جسم و جسمانی نیست و زمان ، صفت جسم است . زمان عبارت است از : » مقدار حرکت و تغییر در شیء » . مثلا ً اگر یک حرکت مکانی را در نظر بگیریم ، این حرکت چند وجه دارد ؛ یکی وجه مکانی و یکی وجه زمانی. امروزه ، به ویژه با اطلاعات عمومی ای که عموم تحصیل کردگان از علم فیزیک دارند ، پذیرش این مطلب جای استبعادی ندارد که : « زمان ، صفت حرکت اجسان می باشد و اگر جسمی نبود ، و یا بود ، ولی حرکتی نداشت ، زمان پدید نمی آمد و از آن جا که جسمیت و نیز حرکت در خداوند منتفی است ، زمانبندی هم منتفی می باشد. »

 

برای تفهیم بهتر مسأله « فوق زمان بودن » می توان از مثالی بهره گرفت : شخصی را با همه ی سرایط انسانی در ذهن خود تصور کنید . بعد ، حرکات وی را در یک سال ، فوری در ذهن تان مرور کنید . اکنون شما در مقایسه با این آدم مجسم شده در ذهن تان ، یک موجود فوق زمانی هستید ؛ یعنی او درباره ی تمام زمان هایی که خودش در آن زیسته است ، یا حتی می تواند درباره ی آن ها فکر کند (یعنی تمام زمان های موجود در ظرف زمانمی وی ، که همان ذهن شماست) ، شما را ازلی و ابدی می بیند . یعنی از آن جا که شما در یک ظرف زمانی مافوق ظرف زمانی وی بسر می برید و زمانی که بر شما می گذرد با زمانی که بر او می گذرد ، تفالوت دارد ( مثلا ً شما می توانید یک سال از عمر او را ظرف یک دقیقه تصور کنید) ، لذا از نظر او ، شما در تمام زمان هایی که برای او متصور است ، وجود داشته اید و خواهید داشت . از ابتدایی که ذهن شما پدید آمده است(یعنی از نظر آن فرد ، از ابتدای خلقت او) ، خود شما وجود داشته اید و لذا از نظر او ، شما یک موجود ازلی و ابدی هستید.

____________________________________________________

1-      برای توضیح این مطلب به بیان دقیق فلسفی ، ر.ک: پاورقی های استاد مطهری بر اصول فلسفه و روش رئالیسم ، ج5 ،صص95-92

2-      توحید صدوق، ص 45 (باب 2، حدیث5) : حمد و سپاس خدایی را که برای او، اولی که معلوم باشد وجود ندارد و آخری هم که او را پایان ببخشد، نیست. نه قبلیتی در مورداو قابل درک است و نه بعدیتی که او را محدود کند. نه با زمان نهایت می پذیرد و نه شخص است که این امر مستلزم جزء جزء بودن او می باشد و نه صفاتش [با ذاتش] اختلاف دارند که در این صورت متناهی می شود.

3-      توحید صدوق ،ص 50(باب2 ، حدیث13): منزه است او و او را می ستایم، او حادث نیست که اگر حادث باشد، تغییر و انتقال در مورد او ممکن می شود و با رفت و آمد احوال مختلف اشیا، در ذات او تصرفی واقع نمی شود.

4-      توحید صدوق، ص37(باب2،حدیث2): اوقات و زمان ها قرین خدا نیستند و خدا در زمان نمی گنجد.

منبع: پرسشها و پاسخ های دینی: حسین سوزنچی

 


نویسنده: دبیر پایگاه | سه شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۳۰ - 11:15

تصوير رستاخيز

1. نشانه‏هاى رستاخيز

از قرآن به خوبى بر مى‏آيد كه بر پايى معاد يا جهان آخرت، تنها در زنده شدن دوباره انسان‏ها خلاصه نمى‏شود؛ بلكه همراه آن مجموعه‏اى از حوادث روى مى‏دهد كه به اجمال‏ به برخى از آنها اشاره مى‏نماييم:

 

وضع زمين و درياها و كوهها

در روز قيامت، لرزشى سخت زمين را فرا مى‏گيرد. آنچه بر زمين پديدار گشته، فرو مى‏پاشد.

سطح زمين آشكار و نمايان مى‏گردد. زمين شكافته مى‏شود و مردگان از آن بيرون مى‏آيند تا در قيامت محشور گردند. درياها از هم شكافته، جوشان و برافروخته مى‏شوند. كوه‏ها از جا كنده مى‏شوند و به صورت غير متعادل به حركت در مى‏آيند و به سان تلى از خاك در مى‏آيند و مانند پشم زده مى‏شوند و نرم و انعطاف‏پذير مى‏گردند، و سرانجام مانند ذرات غبار پراكنده مى‏شوند. از سلسله كوه‏هاى سر به آسمان كشيده، جز سرابى باقى نمى‏ماند.[1]

 

وضع آسمان و ستارگان‏

وضع آسمان دگرگون مى‏شود و ستارگان از جاى بركنده مى‏گردند آسمان دچار نوعى تموج و حركت و پاره پاره و شكافته مى‏شود و مانند گل سرخ و روغن و فلز مذاب روان، نمايان مى‏گردد و سرانجام به شكل دود درآمده، در هم پيچيده مى‏شود. نور خورشيد و ماه به خاموشى مى‏گرايد. نظم آنها به هم مى‏خورد و به سوى زمين پرتاب مى‏گردند.[2]

 

نفخ صور

در آيات و روايات، يكى از نشانه‏هاى قيامت، «نفخ صور» است و آن، دو نفخ (دميدن) است كه يكى نفخ مرگ است و پيش از قيامت عمومى رخ مى‏دهد؛ يعنى پيش از برپايى قيامت صداى مهيبى به گوش همه موجودات خواهد رسيد كه موجب مرگ همه آنها مى‏شود و به واسطه آن نظام عالم به هم مى‏خورد. ديگرى، نفخ حيات است كه قيامت بر پا مى‏شود و صحنه جهان با نور خدا روشن مى‏گردد و همه انسان‏ها و حتى حيوانات در يك لحظه زنده مى‏شوند. قرآن در باره نفخ صور مى‏فرمايد:



[1]. بنگريد به: سوره تكوير؛ زلزال؛ دخان؛ واقعه و ....

[2]. بنگريد به: سوره قيامت؛ تكوير؛ انفطار؛ طور؛ الرحمن و ....


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۵ - 9:58

مباحث عام

3- « صفات خدا ، عین خدا هستند » یعنی چه؟

استاد مطهری در این زمینه می فرماید :

« می دانیم که ذات واجب الوجود ، هم واحد است و هم احد ؛ واحد است ، یعنی مثل و مانندی ندارد و هیچ واجب الوجود دیگری در عرض او نمی تواند وجود داشته باشد ؛ و احَد است ، یعنی بسیط محض است و در ذات او هیچ کثرتی فرض نمی شود. و این نکته ی دوم ، یعنی احدیت خداست که مسأله ی ذات و صفت را پیش می آورد. هر مخلوقی را که در نظر بگیریم ، نوعی ترکیب در او راه دارد ؛ چه از اجزای عقلی و فلسفی(ترکیب از وجود و ماهیت) و چه اجزای اندامی و عضوی (سمع ، بصر ، و ... ) مثلا ً ما سمیع و بصیر هستیم ؛ اما از آن حیث که سمیع هستیم ، بصیر نیستیم ؛ و از آن حیث که بصیر هستیم ، سمیع نیستیم ؛ لذا همه ی این ها در ما یک نحوه ی کثرتی دارند: سمع ، جزیی از وجود ماست و بصر ، جزء دیگری از وجود ما. اما در ذات واجب الوجود ، هیچ نوع کثرتی فرض نمی شود ؛ زیرا کثرت است که محدودیت می آورد و هرچه شیء بسیط تر باشد ، نامحدودتر است.

در این جا مشکلی پیش می آید و آن این است که : «ما چگونه می توانیم برای واجب الوجود ، صفات کثیره اثبات کنیم؛ بدون آن که آن صفات مستلزم تکثری باشند و با ذات احدیت منافات نداشته باشند؟»

در این باره سه نظریه وجود دارد:

عده ای [ اشاعره] این تکثر را پذیرفتند و گفتند: « صفات خدا زیادت بر ذات دارد » ؛ یعنی ذاتش یک چیز است ، علمش چیز دیگر ، قدرتش چیزی دیگر و ... .

نظر دیگر به معتزله منسوب شد و آن این که برای حفظ احدیت ، بگوییم که خدا چنین صفاتی ندارد ؛ یعنی علم به این معنایی که در مخلوقات هست ، و قدرت ... ، که در خدا نیست ؛ ولی ذات او ذاتنی است که مانند یک عالم ، قادر و ... عمل می کند .

نظریه ی سوم که نظریه ی حکماست (و شاید نظر واقعی معتزله هم همین بوده باشد) ، این است که ذات و صفات ، وحدت دارند ؛ یعنی ذات واجب الوجود حقیقتا ً و بدون هیچ شائبه ی مجازی ، مصداق علم ، قدرت و ... هم هست ؛ یعنی ذاتش عین علم ، قدرت و ... است . به عبارت دیگر ، ذات واجچب الوجود یک حقیقت واحد است که آن حقیقت در آن واحد هم حقیقت علم است ، هم حقیقت قدرت است ، هم حقیقت حیات است ، هم حقیقت اراده است ، هم حقیقت سمع است ، هم حقیقت بصر است و ... ؛ یک ذات در آن واحد ، عین همه ی حقایق است و این ، یکی از مسائل خیلی عالی فلسفه است که باید با حساب و بسیار دقیق در آن وارد شد تا کم کم حل بشود. »   1

با این بیان ، به ویژه با توجه به نظرات مقابل نظرحکما ، معنای عینیت ذات و صفات معلوم می شود. از آن جا که اثبات این مطلب نیاز به ورود در بحث های دقیق و ظریف فلسفی دارد ، و در سؤال هم خواسته نشده است ، وارد آن مباحث نمی شویم ؛ 2

اما نکته ای که در این بحث باید متذکر شد ، این بیان مرحوم علامه طبابایی است که :

«این بحث فقط در صفاتی ذاتی خدا صدق می کند و نه در صفات فعلی خدا. (صفات ذاتی ، صفاتی هستند که صرف ذات انتزاع می شوند و حتی اگر خدا هیچ فعل و آفریده و مخلوقی نداشت ، باز این صفات در مورد خدا صدق می کرد ؛ مثل حیات ؛ ولی صفات فعلی ، صفاتی هستند  که از مرتبه ی فعل خدا انتزاع می شوند ؛ مثل خالقیت و رازقیت ) و مرجع صفات ذاتی هم به پنج صفت : علم ، قدرت ، حیات ، سمع ، و بصر ، برمی گردد . از آن جا که مرجع سمع و بصر هم علم است ، پس فقط سه صفت باقی می ماند و بس : حیات و علم و قدرت . البته باز صحبت در علم ذاتی  و قدرت ذاتی است و نه هرگونه علم و قدرتی ، که این دو همانند حیات که صفت ذاتی است ، رجوعشان به ذات است . » 3

به علاوه ، در مورد صفات فعل هم باید گفت : «برگشت همه ی این صفات ، به صفات ذات است و در واقع این ها ، تجلی صفات ذات در مرتبه ی فعل هستند.» بنابراین ، صفات فعلی ، صفات مستقلی در کنار صفات ذات نیستند و نباید پنداشت که حکمای مسلمان همانند اشاعره ، این ها را مجزای از ذات می دانند . به همین جهت است که در اثبات توحید صفاتی نیز ، اثبات وحدت صفات ذاتیه با ذات کافی است.


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۴ - 11:37

مباحث عام

سوال 2- از کجا معلوم که خدا دارای صفات کمالیه است؟

این گونه سوالات غالباً برای کسانی پیش می آید که وجود خدا و صفات خدا را از طریق مخلوقات اثبات می کنند ؛ خواه از راه فلسفی ، که بگویند: «چون معطی ِ یک کمال ، نمی تواند فاقد آن کمال باشد ، و کمالاتی در مخلوقات وجود دارد ، پس این کمالات به طور کامل تر در خدا وجود دارد. » ؛ و خواه از راه کلامی ، که بگویند: « تشکیلات و نظامات دقیقی که در مخلوقات هست ، نشان می دهند که خلقت آن ها از روی تصادف نبوده ، بلکه از روی اراده و تدبیر بوده است ؛ لذا فاعل این ها ، هم علم دارد ، هم قدرت و هم ... . » واضح است که این دو راه ، هیچ گاهنمکی توانند اثبات کننند که خداوند تمام صفات کمالی را دارد، آن هم بدون هیچ نقصی ؛ بلکه حداکثر اثبات می کنند که خدا بر آن چه آفریده  ، عالم و قادرو ... است؛ ولی نه این که او علیم علی الاطلاق و قادر علی الاطلاق و ... باشد. اما کسانی که از راه ذات خدا بر صفات او استدلال می کنند (نه از راه مخلوقاتش) دچار این مشکل نمی شوند. 1

استاد مطهری به ویژه معتقدند که اگر کسی اصالت وجود را خوب بفهمد ، دیگر هیچ گاه چنان اشکالی برایش مطرح نمی شود. بیان استاد مطهری 2  را می توان در قالب استدلالی زیر خلاصه کرد:

1-     وجود ، اصیل می باشد و ماهیت امری اعتباری است ؛ یعنی آن چه متن واقعیت را تشکیل می دهد ، وجود است و ماهیت به خودی خود چیزی نیست . هرچه دارد ، به تبع وجود است . 3

2-     خداوند ، وجود محض و واقعیت محض است و هیچ گونه حدّ و نقصی در او راه ندارد ؛ چون هر گونه محدودیت ، مستلزم نیاز است و موجود نیازمند و محتاج نمی تواند واجب الوجود باشد ؛ بلکه ممکن الوجود است 4  (این مطلب در فلسفه ی اسلامی تحت عنوان «الحق ماهیته إنّیّه» بحث می شود).

3-     کمال ، مساوی با وجود است و عدم و ماهیت ، منشأ نقص می باشند . این موضوع در فلسفه ی اسلامی تحت عنوان «مساوقت وجود با خیر» بحث می شود و در این بحث توضیح داده می شود که : «هرگونه خیر و کمالی که در عالم یافت شود ، ناشی از وجود یا جنبه های وجودی اشیاست و هرگونه شرّ و نقصی که یافت می شود ، ناشی از عدم یا محدودیت های (=ماهیت داشتن ِ )اشیاست. 5

با این مقدمات ، بخوبی معلوم می شود که چون هر کمالی یک امر وجودی است ، پس وجود مطلق و محض (که شامل همه ی موجودات است) همه ی کمالات را به صورت مطلق و محض دارد(زیرا اگر یکی از کمالات را به صورت مطلق نداشته باشد ، از آن حیث محدود خواهد بود و دیگر عنوان ِ «وجود مطلق» بر او صدق نمی کند) و چون خدا وجود محض است ، پس تمام صفات کمالیه در حد اعلای خود را دارد.

آن چه گذشت ، بحثی عقلی بود درباره ی این که : «خدا بر چه اساس و منطقی تمام صفات کمالیه را داراست؟»


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | سه شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۶ - 11:16

تصاویر متحرک ولادت پیامبر.shabhayetanhayi (5)


نویسنده: دبیر پایگاه | شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۳ - 19:12

نیایش (نرم افزار توسعه فرهنگ نماز در مدارس)

این نرم افزار جهت بهره گیری مدیران مدارس به منظور توسعه و ترویج فرهنگ اقامه ی نماز و افزایش سطح باورمندی و پایبندی کودکان  ، نوجوانان و جوانان به اقامه ی نماز تولید شده است . محیط سه بعدی و آموزشی در مدرسه مجازی یکی از امتیازات این نرم افزار می باشد که به کاربر امکان ورود به مدرسه و گردش در فضاهای تعبیه شده شامل دفتر مدیر ، دفتر معلمان ، کلاس های آموزشی ، کتابخانه ، نمازخانه ، وضوخانه و حیاط مدرسه را می دهد.

 

محتوای این نرم افزار شامل بخش های متنوع وکاربردی زیر می باشد: 

کلاس های آموزش احکام و اسرار نماز 

کلاس های آموزش ویژه ی کارکنان مدرسه و اولیای دانش آموزان 

 نماز در قرآن و احادیث 

نماز در کلام حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) 

نمونه های اجرایی اقامه ی نماز جماعت در مدارس 

 مستندات قانونی نماز جماعت درآموزش و پرورش 

دسترسی به منابع مرتبط با نماز شامل کتاب ها ، پایگاه های اطلاع رسانی و احادیث قابل پرینت 

نمونه هایی از اذان اساتید مؤذن و مؤذنین دانش آموزی

کاری مشترک از : معاونت پرورشی و فرهنگی معاونت آموزش متوسطه اداره کل قرآن ، نماز و عترت دفتر آموزش متوسطه دوره اول


نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۱ - 11:1

. وحشت از مرگ‏

بسيارى از انسان‏ها چون به معاد ايمان ندارند و از حقيقت مرگ بى‏خبرند يا از كيفر گناهان خويش بيم دارند و ... از مرگ مى‏هراسند. گروهى مرگ را پايان زندگى مى‏دانند كه از گذر آن همه هستى آنها نابود مى‏شود. بنابراين، از نيستى هراس دارند؛ ولى كسانى كه به معاد يقين دارند و مرگ را مرحله جديدى از زندگى مى‏دانند، از آن هراس به دل راه نمى‏دهند. البته گونه‏اى نگرانى از مرگ را مى‏توان در همه مشاهده كرد؛ زيرا گسستن از عزيزان خود مانند همسر، پدر، مادر، فرزندان و دوستان، بدون رنج نخواهد بود. اين نوع نگرانى، امرى طبيعى است و در همه افراد بشر در لحظه مرگ وجود دارد؛ ولى نگرانى‏هاى غير طبيعى مى‏تواند معلول عوامل زير باشد:

- كسانى مرگ را پايان زندگى مى‏دانند كه اين عامل در مؤمنين جاى ندارد؛

- برخى به دليل كثرت گناهان و سنگينى جرايم، پيوسته از مرگ و قيامت هراس دارند و نمى‏خواهند در دادگاه عدل الهى رسوا و گرفتار عذاب شوند و اين نيز در اولياى الهى نيست.

اولياى الهى، از مرگ نگرانى و وحشت غير طبيعى ندارند. اينك به برخى روايات در اين‏باره اشاره مى‏كنيم:

مردى حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد و گفت: «من مرگ را دوست نمى‏دارم.» پيامبر صلى الله عليه و آله از او پرسيد: «آيا ثروتى دارى؟» گفت: «بلى.» فرمود: «آيا چيزى براى خود به سراى ديگر فرستاده‏اى؟» گفت: «نه.» پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «به همين دليل است كه مرگ را دوست نمى‏دارى.»[1]

در روايت است كه اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود: «از آن كسانى مباش كه مرگ را به دليل فزونى گناهان دوست نمى‏دارد.»[2]

نيز در روايت است كه مردى به امام مجتبى عليه السلام گفت: «چرا ما مرگ را دوست نمى‏داريم؟» امام فرمود: «شما خانه آخرت را ويران كرده‏ايد و خانه دنيا را آباد ساخته‏ايد دوست نمى‏داريد كه از خانه آباد به ويرانه منتقل شويد.»[3]

مردى به امام جواد عليه السلام عرض كرد: «چرا برخى مسلمانان مرگ را دوست نمى‏دارند؟» فرمود: «زيرا مرگ را نشناخته‏اند. اگر آن را مى‏شناختند و از اولياى الهى بودند، آن را دوست مى‏داشتند و مى‏دانستند كه سراى آخرت براى آنان بهتر از دنيا است.»[4]

البته اولياى الهى، هيچ گاه از مرگ هراس به دل راه نمى‏دهند و بلكه به استقبال آن مى‏روند.

اميرالمؤمنين على عليه السلام در باره مرگ مى‏فرمايد:

به خدا سوگند، فرزند ابوطالب به مرگ مأنوس‏تر است از كودك شيرخوار به پستان مادر.[5]



[1]. محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 6، ص 127.

[2]. نهج البلاغه، كلمات قصار، ش 150.

[3]. محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 6، ص 129.

[4]. صدوق، معانى الاخبار، ص 290.

[5]. نهج‏البلاغه، خطبه 5.              


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۱ - 9:38

مباحث عام

چرا نمی توان چند خدا فرض کرد که با یکدیگر همکاری می کنند؟

به نظر می رسد که این سؤال ، ازطرح نادرست و عامیانه ی «برهان تمانُع» 1  نشأت گرفته باشد. برای پاسخ به آن، دو راه می توان در پیش گرفت:

یکی این که ، با براهین دیگری اثبات کنیم که اصلا ً لازمه ی واجب الوجود بودن ، وحدت است ؛ به ویژه با به نامحدود بودن وی.2

راه دیگر و دقیق تر این است که همین اشکال فوق را زیر ذره بین قرار دهیم و تقریر صحیحی از همین برهان تمانع ارائه دهیم . این کار را با استفاده از بیان استاد شهید مطهری انجام می دهیم:

«برهان تمانع را معمولا ً به یک صورت سطحی و عامیانه تقریر می کنند ؛ و آن این است که »اگر مبدأ و واجب الوجود متعدد باشد ، میان خود آن ها ، یعنی میان خواسته های آن ها ، تمانع و تزاحم برقرار می شود . در این صورت ، یا اراده و قدرت یکی غلبه پیدا می کند ، که این محال است ؛ زیرا لازم می آید یکی از آن ها مغلوب شود و مغلوبیت با کمال و وجوب وجود سازگار نیست . یا هیچ یک بر دیگری غلبه نمی کند ، که لازم می آید جهان تباه شود ؛ زیرا اراده ی هیچ کدام موثر نیست.»

ولی این تقریر نیست ؛ زیرا چرا باید اراده های آن ها را مزاحم یکدیگر تلقی کنیم؟ اتفاقاً بالعکس باید باشد ؛ زیرا هر دو علیم و حکیم اند و موافق مصلحت و حکمت عمل می کنند ، و تزاحم اراده ها یا ناشی از منفعت خواهی و خودپرستی است ، یا ناشی از جهل و عدم تشخیص ؛ که هر دوی این ها در مورد واجب الوجود منتفی است.

پس تقریر صحیح مطلب چیست؟ باید گفت: « برهان تمانع مبتنی بر امتناع وجود هر حادثه ی ممکنی از ناحیه ی تعدد اراده هاست ؛ یعنی اگر واجب الوجودها متعدد باشند و اراده هایشان هم با یکدیگر هماهنگ باشد، باز پیدایش موجودات ممتنع است.» این برهان مبتنی بر سه مسأله است:

الف:  واجب الوجود بالذات، واجب من الجهات و الحیثیات است ؛ یعنی ذات واجب از هر حیثتی واجب است ؛ مثلا ً اگر عالم است ، عالم بالوجوب است و نهبالامکان و ... ، اگر هم فیّاض است ، فیّاض بالوجوب است ، نه بالامکان ؛ زیرا اگر از جهتی « ممکن » باشد ، از همان چجهت محتاج غیر خواهد بودو دیگر واجب بالذات نخواهد بود. بنابراین مقدمه ، او فیّاض بالوجوب است ؛ یعنی محال است که چیزی ، امکان موجود شدن داشته باشد و از طرف واجب الوجود به او    افاضه­ی وجود نشود.


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۰ - 10:58

تناسخ و معاد

از مباحث گذشته روشن شد كه حقيقت معاد اين است كه روح پس از مفارقت از بدن به مشيت الهى بار ديگر به همان بدن باز مى‏گردد تا در دنيايى ديگر، علاوه بر زندگى جاويد به پاداش و كيفر اعمال دنيوى خود برسد.

برخى آيين‏ها، معاد دينى را انكار كرده‏اند؛ ولى پاداش و كيفر اعمال را در شكل تناسخ پذيرفته‏اند. تناسخ به اين معنا است كه روح انسان پس از مرگ به بدن انسان ديگر، حيوان يا گياهى منتقل‏مى‏شود. عقيده به تناسخ از قديم به صورت‏هاى مختلفى است. در فرهنگ يونان باستان، در آيين ارفه‏اى به عقيده تناسخ نفوس برمى‏خوريم و فيثاغورس تحت تأثير آن بوده است و اينكه خوردن گوشت را نهى مى‏كرد، مى‏تواند ناشى از عقيده تناسخ يا دست كم مرتبط با آن باشد. گويند هنگامى كه كسى سگى را مى‏زد، به او گفت: «او را مزن! من صداى يكى از دوستانم را در صداى او شناختم». اين قصه راست باشد يا دروغ، اسناد عقيده تناسخ به فيثاغورس را از آن مى‏توان پذيرفت.[1]

بر حسب عقيده هندوان، روح آدمى هنگام مرگ، در همه احوال جز در يك حالت خاص- كه روح در مقامى جاويدان در اعلا عليين با برهما وحدت تام حاصل مى‏كند يا در اسفل سافلين به طور ابد سرنگون مى‏شود- سلسله‏اى از توالد و تجديد حيات را طى مى‏كند و پياپى از عالمى به عالم ديگر درمى آيد و در كسوت هر حيات دوره خود را طى مى‏كند و پيوسته به پيكرى ديگر منتقل مى‏شود و جامه نو مى‏پوشد.

چرخه توالد، پى در پى در يك سلسله بى‏انتها، ادامه دارد. اين انتقال همعرض نيست؛ بلكه ممكن است روح انسان در موجودات پست حلول كند و گاه در موجودات برتر.

در اوپانيشادها آمده است: آنها كه در زندگانى خود داراى عمل صالح و رفتار نيك‏اند، بعد از مرگ روان ايشان در زهدانى پسنديده و پاك مانند رحم يك زن برهمنى يا يك زن كشتريه بر حسب مراتب جاى مى‏گيرد؛ اما ارواح اشخاص بدكردار و شرير در رحم‏هاى ناپسند و مكروه مأوا مى‏گزيند؛ مثلًا در زهدان سگ، گرگ، خوك و يا در رحم زنى از طبقه پايين جاى مى‏گيرد.[2]

در بهگو دگيتا در باب تناسخ مى‏خوانيم:

همان كه انسان جامه‏هاى كهنه را از تن بيرون مى‏آورد و جامه‏هاى ديگرى به تن مى‏كند كه تازه هستند، همين طور روح تناسخ يافته از ابدان مرده بيرون مى‏آيد و به ابدان ديگرى وارد مى‏گردد كه تازه هستند.

بنابراين ديدگاه ممكن است بگوييم من كه اكنون از آگاهى برخوردارم، دربدن‏هاى ديگر زيسته‏ام و دوباره خواهم زيست. از اين‏رو، بايد براى «من» ممكن باشد كه در بدن كنونى حيات‏هاى گذشته رابه خاطر آورد.[3]



[1]. فردريك، كاپلستون، تاريخ فلسفه، ترجمه سيدجلال‏الدين مجتبوى، ج 1، ص 46- 80.

[2]. جان، ناس، تاريخ جامع اديان، ترجمه على اصغر حكمت، ص 155.

[3]. جان، هيك، فلسفه دين، ترجمه بهزاد سالكى، ص 315.


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۰۴ - 10:13

اثبات وجود خدا

1-    از کجا معلوم که خدا آفریده ذهن و معلول نیازهای روانی و آرزوهای آرمانی انسان نباشد؟(آن طور که فوئرباخ و برخی دیگر از روانشناسان گفته اند:« باور به خدا، ناشی از فرافکنی تمایلات و آرزوهای درونی انسان است.»)

حقیقت این است که وقتی ما برای وجود یک چیز دلیلی داریم ، بحث درباره ی انگیزه های غیر منطقی و روانی برای علت اعتقاد ما به آن چیز ، خطا و تحریف کننده است. به عبارت دیگر ، زمانی می توان سراغ بحث هایی همچون فرافکنی تمایلات و ... برای یک اعتقاد رفت که هیچ دلیل منطقی برای اثبات آن اعتقاد وجود نداشته باشد. اگر چنین راه معقولی برای پذیرش آن عقیده وجود نداشت ، آن وقت باید پرسید:« پس چرا بشر به این مطلب معتقد شده است؟» اما وقتی برای اثبات یک اعتقاد دلیل کافی داریم، همان دلیل بهترین علت برای پذیرش آن اعتقاد است و جست و جو برای یافتن انگیزه های غیرمنطقی وغیرعقلانی، کاری لغو و خطاست. 1

مطلب را به بیان دیگر نیز می توان توضیح داد. اگر هر جا که دلیل منطقی داریم ، باز حق داشته باشیم که سراغ انگیزه های مخفی و نیمه آشکار برویم ، آن گاه این قاعده رت در همه جا باید پذیرفت . آن وقت ، شاید کسی بگوید:« علت این که ما معتقدیم (6= 3×2)، این است که ما از عدد 6 خوشمان می آید یک دلبستگی مخفی به این عدد داریم و دلمان می خواهد پاسخ این عمل ضرب را 6 بدانیم.» هرچند ممکن است واقعا ما چنین دلبستگی مخفی ای ه عدد 6 داشته باشیم ، اما این دلبستگی دلیل نمی شود که دیگزحاصل ضرب 2و 3 ، 6 نشود. به عبارت بهتر ، جایی که دلیل قطعی در اثبات چیزی هست، داشتن و نداشتن هرگونه  انگیزه ی خوب یا بد، ربطی به صحت و سقم نتیجه ندارد.

توضیح این مطلب باز به بیان دیگر این است که در سؤال فوق ، بیا انگیزه و انگیخته خلط شده است. حتی به فرض که در اعتقاد ما به خدا ، آرزوهای آرمانی و نیازهای روانی ما تأثیر داشته باشد، اما نمی توان حکم انگیزه را به انگیخته تسری داد و گفت:« چون ما این انگیزه را داشته ایم ، پس نتیجه مذکور، نتیجه ی صحیحی نیست.»اگر این طور است، می دانیم که انگیزه ی پیدایش علم آمار هم، محاسبات قماربازان بوده است. آیا این دلیل می شود که علم آمار ی علم بی ارزشی باشد؟! 2

2-     از کجا می توان مطمئن شد که این عالم را حتما ً خدا آفریده است؟ چه بسا توسط موجوداتی فضایی که در مقایسه با انسان بسیار تکامل یافته تر با شعورترند، ساخته شده باشد و اکنون نیز تحت نظارت آن هاست؟

در این جا باید پرسید: «آیا این موجودات فضایی، جزء عالم هستند یا نه؟» اگر جزء عالمند و در واقع موجودند، می پرسیم: «آیا این ها واجب الوجودند یا ممکن الوجود؟» اگر آن ها هم از موجودات مادی (ولذا ممکن الوجود) باشند، سؤال می کنیم:«آن ها را چه کسی آفریده است؟» اشکال سؤال کننده این است که توجه نمی کند، وقتی ما می گوییم:«خدا جهان را آفریده است»، به این معنی نیست که خدا به طور مستقیم و بدون هیچ واسطه ای این جهان را آفریده باشد. (اتفاقاً فلاسفه ی مسلمان، به دلایلی قائلند که بین خدا (عالم الوهیت) و جهان پیرامون ما (عالم طبیعت)، عوالم دیگری نیز وجود دارد و قدما در باب این عوالم بسیار بحث کرده اند؛ اما معدودی مثل استاد مطهری بر این باورند که بهتر است بحث در باب کیفیت این


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۰۴ - 9:1

 ابهامات در وجود خدا

1-     خدا از کجا به وجود آمده است؟

2-    اگر همه چیز را خدا آفریده، پس خدا را چه کسی آفریده است؟

3-   چرا وجود خدا علت ندارد؟

 

از ابتدایی ترین سؤالاتی که انسان پس از شنیدن این که: «خدا جهان را آفریده است» برایش مطرح می شود، این است که: «پس خدا را چه کسی آفریده است؟» استاد مطهری از کتاب «چرا مسیحی نیستم» اثر راسل، نقل قول می کند که وی ابتدا برهان علة العلل را پذیرفته بود ، تا این که زمانی هنگام خواندن زندگینامه ی جان استوارت میل به این جمله برخورد می کند کگه : « پدرم به من گفت: این پرسش که، چه کسی مرا آفریده است، جواب ندارد؛ زیرا بلافاصله این سؤال مطرح می شود که: چه کسی خدا را آفریده؟»راسل می گوید:« جمله ای به این سادگی، دروغ برهان علة العلل را برایم آشکار ساخت؛ زیرااگر هر چیزی باید علتی داشته باشد، پس خدا نیز باید علتی داشته باشد، و اگر چیزی بی علت وجود تواند داشت، این چیز می تواند هم خدا باشد و هم جهان.»1

 

        اما دحقیقت این است که در اکثر موارد، سؤال کننده تصور غلطی از خدا دارد و در احادیث این مطلب بارها تذکر داده شده است؛ برای مثال، امام رضا علیه السلام در ضمن حدیث مفصلی می فرمایند:« و مَن قال:«کیفَ؟» فقد شبَهَّه، و من قال:« لِمَ؟» فقد علَّلَه ، و من قال:« مَتی ؟» فَقَد وَقَّتَهُ ، و مَن قال: « فیمَ؟» فقد ضمَّّنه ، و من قال : «اِلی مَ؟» فقد نهّاهُ ، و من قال: « حتّی مَ ، فقد غیّاهُ ، ... » 2

 در این حدیث که بحث مفصلی درباره ی خداشناسی دارد، حضرت رضا (ع) توضیح می دهد: « هرکس که درباره ی کیفیت ، چرایی ، زمانمندی و ... خدا سؤال کند، این سوالش ناشی از این است که خدا را امری شبیه سایر امور مادی ، معلول ، زمانمند و ... تصور کرده است.»

        امام(ع) شدیداً تذکر می دهد که این تصورات درباره ی خدا اشتباه است؛ یعنی این گونه سؤالات همگی ناشی از این هستند که ما خدا را ابتدا شبیه موجودات مادی دانسته ایم و چون می بینیم که مثلا ً همه ی موجودات مادی حادثند و علت دارند ، می پرسیم:«علت پیدایش خدا چیست؟»

       اکنون برای رفع این تصور غلط خطا، نیاز است که بحثی فلسفی داشته باشیم. در فلسفه ی اسلامی این مسأله در بحثی تحت عنوان «مناط احتیاج به علت» پاسخ داده می شود. بحث فلاسفه در آن جا ، این است که :«چه چیز باعثمی شود یک شیء نیاز به علت داشته با شد؟آآیا هر موجودی نیاز به علت دارد؟ یعنی: آیا یک چیز ، همین قدر که موجود باشد، کافی است که «محتاج علت» باشد؟ اگر چنین باشد، خدا هم نیازمند علت است؛ اما هیچ دلیلی نداریم که هر موجودی نیازمند علت است.

 


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | سه شنبه ۱۳۹۳/۰۹/۲۵ - 12:5

براهين عقلى معاد

همان‏طور كه قبلًا اشاره شد بيش‏تر بحث‏ها در باب معاد، بايد از آموزه‏هاى وحيانى گرفته شود؛ ولى عقل نيز تا حدى مى‏تواند كلياتى را در باب معاد از جمله وجود معاد را اثبات نمايد هرچند همين براهين عقلى را مى‏توان در قالب برهان نقلى نيز بازآفريد. اينك به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

1. برهان فطرت‏

فطرت به معناى نوع آفرينش است؛ يعنى انسان به‏گونه‏اى آفريده شده است كه ميل به زندگى جاويدان و بقا دارد و از نيستى و فنا بيزار است. دنيا، شايستگى ابديت ندارد. بنابراين، حيات جاويدان يا سراى آخرت و معاد، ضرورى خواهد بود؛ زيرا اگر معاد و آخرت وجود نداشت، ميل به بقا و جاودان‏طلبى و محبت ابديت‏خواهى در نهاد انسان باطل و بيهوده بود ممكن نيست كه در فطرت آدمى ميل به آب وجود داشته باشد، ولى آبى در كار نباشد.

فيض كاشانى برهان فطرت را چنين مطرح مى‏كند:

چگونه ممكن است نفوس انسانى نابود گردند، در حالى كه خداوند در طبيعت انسان به مقتضاى حكمتش عشق به هستى و بقا قرار داده و در نهاد و فطرت حياتش كراهت از عدم و فنا گذاشته است؟ وجود، خير محض و صرف نور است. از سوى ديگر ثابت و يقينى است كه بقا و دوام در اين جهان محال است:

«أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ.»[1] [هر جا باشيد، مرگ شما را در مى‏يابد.] اگر جهان ديگرى وجود نداشته باشد كه انسان به آن انتقال يابد، اين غريزه‏اى كه خداوند در سرشت بشر قرار داده- يعنى عشق به هستى و بقاى هميشگى و محبت حيات جاويدان- باطل و ضايع خواهد بود؛ در حالى كه خداوند برتر از آن است كه كار لغوى انجام دهد.[2]

امام خمينى قدس سره برهان فطرت را بر اثبات معاد چنين طرح مى‏سازد:

يكى از فطرت‏هاى الهيه كه مفطور شده‏اند جميع عايله بشر و سلسله انسان بر آن، فطرت عشق به راحت است. چون راحتى مطلق در اين عالم يافت نمى‏شود ... پس ناچار در دار تحقق و عالم وجود، بايد عالمى باشد كه راحتى او منسوب به رنج و تعب نباشد ... و آن دار نعيم حق و عالم كرامت ذات مقدس است.[3]

اين برهان، از برهان تضايف بهره جسته است؛ يعنى از تحقق يك طرف، مى‏توان طرف ديگر را اثبات كرد. دو امر متضايف، دو واقعيتى هستند كه بين آنها، ضرورت بالقياس برقرار است. وجود هر يك از آنها اعم از اينكه بالقوه و بالفعل باشد، با وجود بالقوه و بالفعل ديگرى ملازم است؛ مانند بالايى و پستى، پدرى و فرزندى



[1]. نساء( 4): 78.

[2]. فيض كاشانى، علم اليقين، ج 2، ص 1019.

[3]. امام خمينى، شرح چهل حديث، ص 186.


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۹/۱۳ - 9:59

چگونگی شناخت خدا

1-     خدا را چگونه تصور کنیم؟

2-     چرا خدا را نمی توان با چشم و حواس ظاهر درک کرد؟

3-     چرا خدا مستقیما به ادراک ما نمی آید تا هرکسی بی واسطه ، درکی از او داشته باشد؟

 

استاد مطهری در این زمینه می فرماید: «بشر می خواهد به خدا معتقد شود و به او معرفت پیدا کند. اولین پرسش این است: « آیا بشر می تواند خدا را تصور کند تا به او معتقد شود؟ » زیرا اعتقاد ، تصدیق است و تصدیق ، فرع بر تصور است. اگر تصور ناممکن باشد ، تصدیق و اعتقاد به او نیز غیر ممکن خواهد بود. اما از طرف دیگر ، گفته می شود که تصور خدا غیر ممکن است؛ زیرا تصور هر چیزی ، نوعی احاطه ی علم اوست ؛ در صورتی که ذات باری تعالی مطلق و نامحدود است و بشر فقط می تواند امور محدود را تصور کند ؛ لذا باید در باب خدا یا شکاک بود و هیچ گونه تصوری- نفیا ً یا اثباتا ً نداشت ، و یا لااقل عقیده ی « معطله » را پذیرفت کهباب شناخت خدا را تعطیل کرده و به برخی از احادیث نیز تمسک جسته اند ... . حال آنکه آن چه از راهنمایی های پیشوایان دین استفاده می شود ، محدودیت ، قدرت سیر عقلانی بشر است ، نه ناتوانی و ممنوعیت کامل عقل بشر ؛ چنان که حضرت علی (ع) می فرماید: « لم یُطلِعِ العقول َ علی تحدید صفته و لم یحجبها عن واجب معرفته » 1 پس خدا را چگونه می توان تصور کرد؟

«بدیهی است که تصور خدا مستقیما از راه حواس وارد ذهن نمی شود ؛ زیرا گذشته از این که می دانیم ادراکات حسی ما از چه نوع و چه مقوله ای است و تصور خدا در میان آنها یافت نمی شود[یعنی اگر بخواهد با چشم دیده شود ، باید از سنخ تصورات بصری باشد ؛ اگر بخواهد با گوش احساس شود ، باید از جنس صورت باشد ، و ... ]2 ؛ مدرکات حسی ما محدود و مقید است [یعنی ما هیچ چیز نامحدودی را با حواسمان نمی توانیم درک کنیم ؛ چیزی را می بینیم که ابعاد محدودی داشته باشد و ...] ؛ و خداوند حقیقتی مطلق است که محدودیت با ذات او ناسازگار است. پس ، از چه راه باید خدا را تصور کنیم؟

پاسخ این است: تصور خدا ، از نوع تصور ماهیات نیست که لازم آید ، ذهن قبلا به فرد و مصداق آن از راه حواس ظاهره یا باطنه رسیده باشد تا بتواند آن را تخیل و سپس تعقل کند؛ 3 بلکه این تصور از نوع تصور آن سلسله معانی و مفاهیم است که معقولات ثانیه ی فلسفی نامیده می شوند؛ از قبیل مفهوم وجود ، وجوب ، علیت و ... . این گونه تصورات ، همواره به صورت کلی در ذهن وجود دارن و نه مسبوقند به صورت حسی و خیالی ؛ بلکه عقل آن ها را از صورت حسی و خیالی انتزاع می کند[مثالی برای این نحوه انتزاع را در بحث پیرامون مفهوم نامتناهی خواهیم آورد.] تصور خدا ، از قبیل تصور مفهوم وجود مفهوم وجوب و ... است ؛ با این تفاوت که تصور خدا از ناحیه ی ترکیب چند مفهوم از این مفاهیم ، یا یکی از این مفاهیم با مفهومی از نوع ماهیات صورت می گیرد ؛ از مفهوم:واجب الوجود ، خالق کل ، کمال مطلق و ... . پس ، ما خدا را تحت یک عنوان عام انتزاعی مثل خالق همه چیز تصور می کنیم ؛ اما کنه ذاتش را تصور نمی کنیم.

اشکال اصلی درباره ی تصور ذات خدا این است که ذات خدا مطلق و نامتناهی است ؛ در صورتی که ذهن قادر به تصور امر مطلق و نامتناهی نیست. در این جا باید گفت ، ما این ها را با کمک یک نفی تصور می کنیم. مثلا در مورد تصور نامتناهی ، ما گاهی می پرسیم: «آیا فضا ، متناهی است یا نامتناهی؟ » خود این سوال دلیل است بر این که ذهن ، همان گونه که تصوری از متناهی دارد ، تصوری هم از نامتناهی دارد، در حالی که اگر ذهن بخواهد مصداق فضای نامتناهی را تصور کند ، واقعا نمی تواند ؛ لذا: ذهن ابتدا فضای محدود را در خود مجسم می کند؛ آن گاه مفهوم کلی فضا و مفهوم محدودیت را تعقل می کند ؛ آن گاه مفهوم نفی و عدم را بر فضای محدود اضافه می کند. بدین صورت ، واقعا مفهوم فضای نامحدود را تصور کرده است. پس ذهن قادر نیست نامتناهی را مستقیما تصور کند ؛ اما به طور غیر مستقیم می تواند. به عبارت دیگر ، ذهن نمی تواند « نامتناهی» را تخیل کند و از ان صورت حسی یا خیالی داشته باشد ؛ اما می تواند آن را تعقل کند ؛ یعنی با ترکیب یک سلسله مفاهیم کلی ، می تواند تصوری که البته از نوع ماهیات نخواهد بود- از نامتناهی داشته باشد ؛ و مطلب درباره ی خدا هم به همین منوال است. » 4

مطلب فوق ، پاسخ دقیق فلسفی به چگونگی تصور خدا بود ؛ اما اگر بخواهیم به دانش آموزانی که توانایی درک چنین مباحثی را ندارند ، پاسخ دهیم ، کافی است برای آنان تصوری ازصفات خدا پدید آوریم. انگار که از ما بپرسند:«ماهواره چیست و چگونه تصور می شود؟» برای جواب ، خصلت هایی از ماهواره را که برای درک مفید است ، برمی شمریم. در این جا هم بگوییم: «خدا کسی است که ما را آفریده است. نسبت به ما رحمان و رحیم است. به همه چیز علم دارد. بر هر کاری تواناست و ... .» آیا وقتی در قرآن کریم گفته می شود:«هوالذی لا إله اللّ هوالمَلِکُ القّدوسُ اسَّلامُ المؤمنُ المُهَیمِنُ العزیزُالجَبّارُالمُتَکَبِّرُ سبحان الله عمّا یُشرکون* هوالله الخالق البارئُ المُصَوّیرُ لَهُ الأسماء الحُسنی» 5 ، پاسخی به این سوال نیست که:«خدا چگونه تصور می شود؟» پس باید اشکالات آن ها در تصور خدا را با چند تمثیل توضیح دهیم. مثلا اگر گفت: «چگونه می توان خدا را تصور کرد ، در حالی که جسم ندارد؟» می توانیم بگوییم: «همان طور که وجود فکر و عقل در خودت را قبول داری ، در حالی که هیچ تصور جسمانی از آن نداری.»

درباره ی این که چرا خداوند به طور مستقیم به ادراک ما در نمی آید نیز باید گفت : « اگر مقصود ، ادراک حسی است ؟» پاسخش چنان که بیان شد این است که:

اولا ً : خدا امری مادی نیست تا بتوانیم از طریق حواس او را درک کنیم. در واقع ، این محدودیت حواس ماست که توانایی احاطه بر امور نامحسوس را ندارد ؛ لذا برای درک امور نامحسوس باید از ابزار دیگری استفاده کرد.

ثانیا ً : خدا نامحدود است و حواس ما فقط می توانند امور محدود را درک کنند.

اما اگر مقصود ، اعم از ادراک حسی است و شخص می خواهد بدون واسطه درکی از خدا داشته باشد ، پاسخ این است که: اتفاقا ً خدا در ما حاضر است و در قرآن کریم ، نه تنها آمده است که : « نحن أقرب إلیه مِن حبلِ الورید» 6 بلکه تصریح شده است:«أنّ الله یَحولُ بین المرء و قلبه» 7 . علامه طباطبایی (ره) از این آیه چنین نتیجه می گیرد: «از آن جایی که خداوند از هر چیزی به انسان نزدیک تر است، حتی قلب او ؛ و از آن جایی که قلب اولین چیزی است که انسان آن را وجدان خود درک نموده است و می شناسد ، پس انسان خدای تعالی را از قلب خود که وسیله ی ادراک و سبب اصلی علم و معرفت اوست بهتر و زودتر می شناسد. پس انسان قبل از این که قلب خود را و هرچیزی که با قلب می شناسد، بشناسد ، خدای تعالی را معبودی یکتا و بی شریک می شناسد. پس اگر درباره ی چیزی شک کند ، درباره ی معبود واحدش که پروردگار هر چیز است ، شک ننموده است و در تشخیص مصداق حقیقی این کلمه ، گمراه نمی شود.»8 [درباره ی چگونگی این شناخت و اشکالات وارد بر آن و پاسخ ها در سؤال «چگونه خداشناسی فطری است؟» توضیح دادیم.]  

استاد مطهری نیز در این باره توضیح بیشتری داده و نشان داده است در حقیقت « خود واقعی» و «خود برتر» ما ، همان خداست و خدایابی ، موجب خودیابی ، و خودیابی ، موجب خدایابی می شود. همین طور ، خدافراموشی ، موجب خود فراموشی  و از خود بیگانگی می شود:« نسوا الله فأنساهم انفسهم.» 9 و نیز درباره ی این که: «چگونه می توانیم از این


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | سه شنبه ۱۳۹۳/۰۹/۱۱ - 13:53

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

معاد و جاودانگى انسان 

1. معناى معاد چیست؟

«معاد» از نظر لغوى به معناى بازگشتن است و در اصطلاح به معناى دوباره زنده شدن آدمى پس از مرگ است.

2. دلیل علاقه‌مندی انسان به تحقیق دربارۀ معاد کدام است؟

از موضوعات بسيار مهم و سرنوشت‏ساز انسان، معاد است. انسان به دو دليل به تحقيق در باره معاد علاقه‏مند است:

اوّل. انسان ذاتاً علم‏دوست و حقيقت‏جو است، به ويژه در باره آنچه با زندگى او ارتباط دارد و معاد از اين‏گونه موضوعات است. انسان مى‏خواهد بداند كه آيا زندگى‏اش با مرگ پايان مى‏يابد يا پس از آن زندگى ديگرى خواهد داشت؟ كيفيت انتقال از اين زندگى به آن زندگى چگونه است؟ زندگى آن دنيا چند مرحله‏اى است؟ آيا لوازم و وسايل مورد نياز آن دنيا را بايد در همان جا تهيه نمود يا اينكه زندگى اين جهان، مقدمه و زمينه‏ساز خوشى‏ها و ناخوشى‏هاى آن جهان است و به تعبيرى اين دنيا مزرعه آخرت است؟ پاسخ به اين پرسش‏ها است كه مى‏تواند عطش حقيقت‏جويى آدمى را تا حدى فرو نشاند.

دوم. شناختِ غايت و هدف زندگى براى انسان از اهميت زيادى برخوردار است؛ زيرا در شكل‏گيرى فعاليت‏ها و اعمال انسان نقش مهمى دارد.

انسانى كه مرگ را پايان زندگى خود مى‏داند، رفتار خود را به‏گونه‏اى تنظيم مى‏كند كه به هر طريق ممكن نهايت لذت را در اين دنيا ببرد و تنها نيازها و خواسته‏هاى زندگى دنيوى خود را تأمين كند. امّا كسى كه به زندگى جاودانه اعتقاد دارد، برنامه زندگى دنيوى خود را به‏گونه‏اى سامان مى‏بخشد كه هرچه بيش‏تر براى زندگى جاودانه‏اش سودمند باشد و از سوى ديگر، سختى‏ها و ناكامى‏هاى زندگى دنيا، او را دلسرد و نااميد نمى‏كند و پيوسته در راه كسب سعادت و كمال ابدى مى‏كوشد.

3. منابع شناختى كه در اختيار آدمى قرار دارد، عبارتند از: 1. علوم تجربى، 2. علوم عقلى، 3. علوم عرفانى، 4. علوم وحيانى؛ با کدامیک از این منابع می‌توان نسبت به معاد آگاهی یافت.

ابتدا به اجمال به بحث در باب اين منابع خواهيم پرداخت:

1. از آنجاكه معاد در قلمرو عالم غيب قرار دارد، موضوع حس و تجربه قرار نمى‏گيرد و نمى‏تواند موضوع علوم تجربى واقع گردد، زيرا كه علوم تجربى مبتنى بر حس و تجربه‏اند.

بنابراين معاد از قلمرو علوم تجربى خارج مى‏باشد.

علوم تجربى در قلمرو عالم غيب، مجبور به سكوت است. آنان كه مرگ را تجربه كرده‏اند، در اين عالم نيستند و آنان كه در اين عالم هستند از كيفيت مرگ بى‏اطلاعند.

بنابراين نمى‏توانيم از طريق علوم تجربى نسبت به چگونگى مرگ و مراحل بعد از آن، آگاهى پيدا كنيم.

هرچند كه پديده مرگ و معاد انسان موضوع علوم تجربى قرار نمى‏گيرد ولى همه آدميان دوباره زنده و سرسبز شدن گياهان را نظاره مى‏كنند. درختانى كه در زمستان طراوت خود را از دست داده و به تعبيرى فاقد حيات نباتى هستند، دوباره در فصل بهار حيات پيدا كرده و شاداب و سرسبز مى‏شوند. ولى بحث ما مربوط به معاد انسان است. البته در طول تاريخ افرادى نظير حضرت ابراهيم و حضرت عيسى و برخى از پيروان او بوده‏اند كه با حس و چشم سر، دوباره زنده‏شدن حيوانات و انسان را مشاهده نموده‏اند ولى اين موارد، مصداق اعجاز بوده و ويژگى تكرارپذيرى و آزمون‏پذيرى را فاقدند.

2. علوم فلسفى كه ابزار آن عقل و استدلال عقلانى است، قادر است با استدلال به كلياتى از جهان آخرت دسترسى پيدا كند. براى مثال اصل معاد و جاودانگى نفس را اثبات نمايد ولى در مورد شناخت جزئيات جهان پس از مرگ، ناتوان است. و آدمى، ناگزير است براى آگاهى از جهان آخرت به منبع وحيانى چشم بدوزد.

3. در طول تاريخ عارفان و اوليا الهى وجود داشته‏اند كه با ابزار شهود و رويت قلبى، نسبت به عالم آخرت و يا عالم غيب آگاهى‏هايى را كسب نموده‏اند، ولى اين آگاهى‏ها جنبه شخصى داشته است، و در اختيار همگان قرار نگرفته است.

البته اين آگاهى‏هاى عرفانى، به شرطى براى ديگران معتبر است كه يا عصمت واجدين شهود اثبات شده باشد و يا اين كه به يافته‏هاى آنان كاملًا اطمينان داشته باشيم.

4. راه كسب شناخت صحيح و تفصيلى در باب معاد و عالم غيب، وحى و تعاليم انبيا الهى است كه از جانب خداوند كه عالم و قادر مطلق و خالق انسان و عوالم مختلف است به انسان ارزانى داده شده است. چنين آموزه‏هايى از هرگونه خطا و اشتباه مصون است. بنابراين بيشتر بحث‏هاى در باب معاد برگرفته از تعاليم انبيا الهى است.

4. اهتمام قرآن به موضوع معاد تا چه اندازه می‌باشد؟

پس از توحيد، موضوع مهمى كه قرآن به آن اهتمامى ويژه دارد، معاد است. شمار آيات قرآن در باره جهان پس از مرگ بيش از 1400 آيه است و اين تعداد آيه، نشانگر اهميت معاد است.

معاد، مورد اهتمام همه انبياى الهى نيز بوده است. اصولًا دعوت به دين، در صورتى معنا دارد كه زندگى پس از مرگ جزء اصول اساسى آن باشد.

اينك به برخى از آيات قرآن در اين‏باره اشاره مى‏كنيم:


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۹/۰۶ - 10:25

فطری بودن خداشناسی

 

اگر خداشناسی فطری است ، پس چرا عده ای کافر و منکر خدایند؟

در قرآن کریم آیه ای داریم که می فرماید: « فأقم وجهک للدّین حنیفا ً فطرۀ الله التی فطر الناس علیها ال تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیّم و لکن ّ أکثر الناس لا یعلمون ».1

این ایه ، مهمترین الهام بخش « نظریه فطرت » در میان اندیشمندان مسلمان بوده است . « خدا » به عنوان پایه و اساس و محور دین نیز ، امری فطری و ذاتی بشر است  بشر فطرتا ً رو به سوی خدا دارد . 2 جالب این جاست که در انتهای همین آیه نیز این مطلب که : «عده ای به این فطرت بی توجهی می کنند و آن را نادیده می گیرند ! »  و به تعبیر ما : « منکر خدا می شوند » نیز مد نظر قرار گرفته و گفته شده است :« و لکن ّ اکثرالناس لا یعلمون » .

به هر حال ، در میان اندیشمندان مسلمان ، این فلاسفه بوده اند که درباره ی فطری بودن خداشناسی به طور مفصل بحث کرده اند و ما در این جا به اقوال آنان می پردازیم تا نشان دهیم که بر اساس هر معنایی از « فطری بودن خداشناسی » چه اشکالی پیش می آید و پاسخ هریک چیست.

فلاسفه مسلمان عبارت: « بحث از خدا فطری است» را به سه معنی مختلف به کار برده اند.

1-    یک معنی این است که: « بحث از خدا فطری است »؛ این در مقابل کسانی مطرح می شود که برای بحث از خدا ، انگیزه هایی مانند ترس ، جهل ، و ... عنوان کرده اند. استاد مطهری و علامه طباطبایی در پاسخ به این دسته ، توضیح می دهند که طرح این انگیزه ها درست نیست ؛ بلکه بحث درباره ی خدا ، در نتیجه ی یک نیاز فطری و واقعی در درون انسان است.

توضیح مطلب این که ، وقتی پرسیده می شود : « چه عامل و انگیزه ای بشر را به سوی بحث درباره ی خدا سوق داده است؟ » ایشان تاکید می کنند :  « ما زمانی باید سراغ عوامل خارجی(انگیزه های غیر عقلانی و غیر منطقی ) برای پیدایش یک فکر در انسان بگردیم که نتوان در میان استعدادهای عقلانی و منطقی بشر ، توجیهی برای تحقیق در آن مسئله پیدا کرد. مثلا در پیدایش اعتقاد به « نحدست عدد سیزده » به طور قطع ، عاملی غیر از عقل و منطق دخالت داشته است ؛ زیرا عقلا هیچ تفاوتی بین عدد سیزده و سایر اعداد نیست تا لااقل احتمال داده شود که آن تفاوت منشأ خطای فکر شده است. در این گونه مسایل ، باید دنبال علت پیدایش ان ها و رواج آن ها رفت و علت هایی را که خارج از حوزه ی منطق و عقل بشر است ، کشف کرد. اما در زمینه ی مسایلی که با تمایلات فطری و ذاتی بشر بستگی دارد ، بحث از علل خارجی و رفتن به دنبال فرضیه ها برای مبدأ پیدایش آن ها ، کار غلطی است. مثلا از زمانی که بشر پیدا شده ، زندگی خانوادگی داشته و ساختمان جسمی و روحی بشر برای توجه او به امر زناشویی کافی است. پس ، دیگر جای این بحث نیست که چرا بشر به فکر زندگی خانوادگی افتاد؟ آیا از تنهایی وحشت داشت یا ... ؟ کسانی هم که ترس یا جهل یا امتیازات طبقاتی یا عقده های جنسی را منشأ پیدایش مفاهیم دینی دانسته اند ، ابتدا فرض کرده اند که هیچ عامل منطقی و تمایل فطری ای در کار نبوده و اعتقاد به خدا مثل اعتقاد به نحوست عدد سیزده است. در پاسخ به این ها ، همین قدر که استعداد عقلانی برای طرح این عقیده را نشان دهیم ، پیش فرض آن ها را باطل کرده ایم. برای نشان دادن این استعداد عقلانی هم ، همین قدر کافی است که توجه کنیم بشر از قدیم الایام به مفهوم علیت و معلولیت پی برده بوده و از علت پیدایش اشیای مختلف سؤال می کرده و خیلی طبیعی است که سؤال از علت کل اشیا نیز برای وی مطرح شده باشد ؛ همین استعداد عقلانی ، زمینه ی بحث وی از خدا بوده است. » 3

     به این معنای از فطری بودن خداشناسی ، این اشکال وارد می شود که : « پس چرا همه ی افراد بشر به این بحث علاقه نشان نمی دهند؟ به علاوه ، چرا هر اندازه علم و تمدن پیشرفت می کند و بشر سرگرمی های جدید می یابد ، از حرارتش برای پرداختن به این بحث ، کم می شود؟»

 

     پاسخ استاد مطهری این است: « اولا ً ، لازمه ی فطری بودن یک بحث این نیست که همه ی اوقات همه ی افراد بشر را پر کند ؛ همان طور که هیچ علاقه ی طبیعی دیگر چنین نیست. مثلا علاقه ی به هنر و زیبایی هم یک علاقه ی فطری است ؛ اما چنین نیست که یگانه سرگرمی بشر محسوب شود ؛ و البته در مورد هر علاقه ی فطری همیشه افراد خاصی پیدا می شوندکه علاقه ی شدیدتری به آن موضوع دارند و آن را به عنوان رشته ی تخصصی خود انتخابمی کنند. ثانیا ً ، علایق فطری متعدد است ؛ و طبعا ً سرگرم شدن به بعضی ، از علایق دیگر می کاهد و احیانا ً آن ها را در بوته ی فراموشی قرار می دهد. گاه دانشجویی چنان در محیط دانش غرق می شود که مدت ها خانواده ی خود و مثلا ً علایق جنسی اش را فراموش می کند ؛ و همین دانشجو پس از مدتی که نزد خانواده ی خود برگشت و در محیط خانوادکی خود شدیدا ً مأنوس شد ، گاه به جایی می رسد که دیگر رغبتی به مطالعه و تفکر ندارد. علاقه ی دینی نیز همین طور است . یعنی بود و نبود موجباتن توجه به مادیات و گرفتاری ها و سرگرمی های مادی ، موجب تأثیر در کاهش یا افزایش آن می شود.» 4

حقیقت این است که: بی توجهی به خدا را- که در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در غرب پدید آمد – می توان پدیده ای عارضی و گذرا در تاریخ بشر دانست ، که اولا ً : در تمام جوامع غربی


ادامه مطلب ... نویسنده: دبیر پایگاه | سه شنبه ۱۳۹۳/۰۹/۰۴ - 10:8

اخبار گروه دینی و فرآن استانها

دسته بندی : اخبار گروه دینی و قرآن استان ها

تهران 

 اولین همایش کتاب تازه تالیف قرآن پایه هشتم و الگوهای تدریس با حضور استاد جناب آقای نباتی از مولفین محترم کتاب قرآن هفتم و هشتم با حضور دبیران قرآن و معارف اسلامی متوسطه 1 شهر تهران و اعضای گروه که در تاریخ 23/9/93برگزار گردید.  

 سیستان و بلوچستان 

جلسه هم اندیشی با حضور ارزشمند جناب آقای دکتر محبی مدیرکل محترم دفتر آموزش دوره اول متوسطه وزارت و مدیرکل محترم آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان جناب آقای نخعی وجناب آقای دکتر زورقی معاونت محترم آموزش استان و کارشناسان گروه های آموزش متوسطه اول و سرگروه های آموزشی دوره اول ادارات قطب ( زابل ـ سراوان ـ ایرانشهر ـ چابهار  و نواحی 1 و 2 زاهدان ) روز یکشنبه مورخ 02/09/93 ساعت 8 صبح در محل خانه معلم زاهدان برگزار گردید .

 سمنان 

نشست تخصصی سرگرو های مناطق با مولفین کتب پیام های آسمان جناب آقای آزادی و کتاب قرآن جناب 

 آقای سیف در 22 آبان برگزار شد. 

 آذربایجان غربی  

  در روز پنجشنبه اول آبان ، جلسه هم اندیشی تخصصی با حضور جناب آقای حشمتی سردبیر محترم رشد 

 معلم و جناب آقای همتی مشاور همان مجله به همراه جناب آقای گلبازی کارشناس مسوول گروههای 

 اموزشی استان آذربایجان غربی و کارشناسان آموزشی دروس متوسطه اول و سرگروه های آموزشی 

 دروس این دوره در سالن کنفرانس اداره کل آموزش و پرورش استان برگزار گردید.     

 

کرمانشاه 

در روز یکشنبه مورخه 11/8/93 همایش سرگروه های دینی و قران مناطق استان کرمانشاه برگزار 

 گردید. در این همایش کارگاه تخصصی طراحی آموزشی نیز اجرا شد.


نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۹ - 10:41

علم خدا

  1- چگونه خدا از همه جا آگاه و در همه جا حاضر است؟ چگونه خدا از همه چیز به طور همزمان آگاه است و همه ی امور را همزمان تدبیر می کند؟

2-  چگونه و بر چه اساسی خدا از آینده با خبر است؟

 

        اگر پیرامون این سوالات خوب دقت کنیم درمی یابیم :" در واقع این ها سوال از نحوه ی نسبت خدا با امور زمانمند و مکانمند هستند." این ، یکی از جنبه های همان مسأله ای است که از قدیم الایام تحت عنوان «ربط ثابت به متغیر» یا «ربط حادث به قدیم» اذهان فلاسفه و متفکران را به خود مشغول داشته و پاسخ های متعددی از جانب فلاسفه ی مختلف به این پرسش داده شده است. ما در این جا سعی می کنیم دو پاسخی را که در «حکمت متعالیه» به این پرسش داده می شود ، به زبانی ساده شرح دهیم و در پایان با ارائه ی یک مثال، برای تفهیم بهتر این پاسخ ها به دانش آموزان  نشان دهیم.

        الف: یک پاسخ فلسفی به این مسئله ، تمسک جستن به تجرد خداست و این که بگوییم « زمان و مکان از صفات جسم می باشند و امور مجرد، از این صفات مبرا هستند ؛ » لذا خدا بی زمان و بی مکان است و امر بی زمان و بی مکان ، در همه ی زمان ها و مکان ها حضور دارد. در این جا ، اشاره می کنیم که اساسا   قاعده ای هست که : « لابشرط یجتمع مع ألف شرط» ؛ مثلا در لیوانی که شیشه ای و بی رنگ است ، هر مایع ِ رنگی که ریخته شود ، لیوان به رنگ آن مایع در می آید ؛ پس : « بی رنگی با هر رنگی جمع می شود.» یک مثال دقیق تر این است که مفهوم انسان هم در حسن  هست ، هم در حسین ، هم در فاطمه ، هم در زینب ؛ علتش این است که مفهوم انسان ، نسبت به قیودات شخصی افراد ، لابشرط است ؛ لذا با هر مفهوم مقیدی قابل جمع است. به همین ترتیب ، « امر بی مکان و بی زمان هم با هر مکان و زمانی جمع می شود.» و لذا خدا در هر مکان و زمانی حضور دارد. بدون این که نیاز باشد از این جا به آن جا منتقل شود؛ و بر همین اساس است که امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند:« الحمدلله ... المشاهدُ لجمیع المکان بلا انتقالِ الیها . » 1

        ب : پاسخ دوم ، بر اساس مبانی فلسفی ملاصدرا است. وی در مباحث علت و معلول نشان می دهد که ذات معلول ، عین ربط به علت است ؛ نه این که معلول ذاتی باشد که این ذات ، وابستگی ای هم به علت داشته باشد 2 ؛ یعنی رابطه ی علت و معلول ،  مثل رابطه ی معمار و ساختمان نیست تا جدا از هم وجود داشته باشند ؛ بلکه شبیه رابطه ی ما با تصورات ذهنی مان است ؛ به طوری که این تصورات هیچ استقلالی از ما ندارند. از طرف دیگر ، می دانیم که فقط یک واجب الوجود وجود دارد که همه ی اشیا و امور ، مخلوق و معلول او هستند ؛ لذا همگی عین ربط به او هستند. باز از طرف دیگر باید گفت معلول چون عین ربط به علت است ، بتمامه نزد علت حاضر است و علت ، احاطه ی وجودی به معلول دارد ؛ لذا علت به معلول ، علم حضوری دارد. از این مقدمات نتیجه می شود : « همه ی اشیا و امور ، نزد خدا حاضر است و خدا چون علت آن هاست ، به همه ی آنها علم حضوری دارد.»

        این ها ، دو پاسخ فلسفی به سؤال فوق بود ، اما از آن جا که درک این پاسخ ها برای دانش آموزان احتمالا دشوار است ، برای تفهیم مطلب به آن ها می توان از تمثیل زیر استفاده کرد که می توان آن را پاسخ سوم دانست:

        ج : به کسی که این سؤال را می پرسد ، بگوییم : « برای فهمیدن این مسأله ، در ذهنت باغی تصور کن با انواع درختان ؛ با بچه هایی که در آن می دوند و بازی می کنند ؛ و ... .اکنون در نظر بگیر که یک شبانه روز بر این باغ می گذرد. در این مثال ، تو در همه ی جاهای این باغ حضور داری و در همه ی زمان هایی که تصور کرده ای ، حاضر هستی ؛ بدون این که حضور تو در یک نقطه و یک لحظه از این باغ ، مانع حضورت در نقطه و لحظه ی دیگر شود. در این مثال ، تو در همه  جای باغ حاضری ؛ از همه چیزهایش به طور همزمان آگاه و باخبری ؛ از آینده اش کاملا باخبری ( چون آینده اش اساسا  برای تو آینده  محسوب     نمی شود) و همه چیزش را به طور همزمان تدبیر می کنی ، بدون این که هیچ تناقضی پیش آید و هیچ دشواری و مشقتی برایت داشته باشد. »

        اگر با دانش آموز بسیار دقیقی مواجه باشید ، می تواند در این مثال یک خدشه وارد کند و بگوید : مشکل از حیث « حضور همزمان در همه جا » حل شد ؛ اما از حیث تدبیر امور همه ی زمان ها به طور همزمان حل نشد ؛ زیرا ما هر لحظه تصوری داریم و لحظه ی بعد تصور دیگر و ... ؛ لذا نحوه ی تدبیر ما در این باغ ، به نحو همزمان ( یا به تعبیر بهتر و دقیق تر ، به نحو فرازمانی ) نیست. »

       به این اشکال می توانید دو پاسخ بدهید:

      پاسخ اول این اسن که به او بگویید : « شما ابتدا تصمیمی درباره ی کل زمان و کل حالات این باغ می گیرید ، بعد لحظه لحظه ی آن را تصور می کنید ؛ مثل نویسنده ی یک داستان که از ابتدا تا انتهای داستانش داستانی که چند سال طول می کشد را در ذهن دارد و فقط نوشتن آن مانده که انجام آن امری تدریجی است » ( این مثال برای تفهیم  « علم قبلی خدا نسبت به اشیا » مثال مفیدی است).

پاسخ دوم این است که برایش توضیح دهید : « در همان مثال اول ، شما مدت زمانی را که در باغ و در خلال یک شبانه روز گذشت، در مدت یک دقیقه تصور کردی . حال فرض کن و این فرض بعیدی نیست که ذهن قوی تری وجود دارد و مدت زمانی را که در باغ در مدت یک ماه می گذرد ، در مدت زمان کم تر از یک دقیقه تصور می کند. سپس ذهن باز هم قوی تری وجود دارد که مدت زمان بیشتری از زمان جاری در باغ را در مدت زمان کم تری تصور می کند. اگر این روند همین طور ادامه یابد ، به سمتی میل می کند که مدت زمانی را که در باغ می گذرد ، به بی نهایت می رسد و مدت زمانی که برای شخص تصورکننده می گذرد ، به صفر می رسد . این حالت ، حالتی است که در مورد خدا و بلکه همه ی مجردات وقع دارد.»

       باز برای این که مطلب بهتر تفهیم شود به ویژه در مورد علم به آینده می توان مواردی از زندگی و تجربه های شخصی خود افراد را مثال زد. به این ترتیب که تقریبا هرکسی دست کم یک بار خوابی دیده است و آن خواب مو به مو به همان صورت وقوع پیدا کرده است. چنین کسی در حقیقت ، آینده را در خواب دیده ؛ یعنی روح وی که امری مجرد است توانسته است از مرز زمان بگذرد و حادثه ای را که متعلق به آینده است ، مشاهده کند. یا این که انسان در خواب می بیند ، به جایی رفته که تا به حال نرفته بوده است و پس از مدتی به آن جا می رود و درمی یابد که در خواب ، کاملا مکان ها را به نحو صحیحی دیده بوده است. در این جا نیز روح وی که امری مجرد است از مرز مکان عبور کرده و حادثه ای را که در مکان دیگری به وقوع می پیوسته ، دیده است. همه ی این تجربه ها نشان می دهند که امر مجرد می تواند از مرزهای زمان و مکان بگذرد و آینده و گذشته و نقاط دور و نزدیک ، همگی را در دسترس خود داشته باشد. ( ظاهرا کسانی که طیّ الأرض می کنند ، و یا خبر از آینده می دهند یعنی طیّ الزمان می کنند شبیه همین کاری را که در خواب برای ما به طور غیر ارادی رخ می دهد ، در بیداری به صورت ارادی تجربه می کنند. )

________________________________________

1-    توحید صندوق ص 33 (باب 2 ، حدیث 1 ) : سپاس خدایی را ... که همه ی مکان ها را می بیند بدون این که لازم باشد به هریک منتقل شود.

2-   تبیین این مطلب و ادله ی آن به زبان نسبتا ساده ای در منابع زیر آمده است: مرتضی مطهری،پاورقی های اصول فلسفه و روش رئالیسم،ج3،صص 123-118؛و شرح مبسوط منظومه،ج2،صص463-418؛ و محمد تقی مصباح یزدی ف آموزش فلسفه، ج1 ، بخش علت و معلول.


نویسنده: دبیر پایگاه | سه شنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۷ - 9:21

باسمه تعالی 

سرگروه های محترم استان ها توجه فرمایند که چنان چه تا کنون 

 آدرس وبلاگ یا سایت خود را در اختیار پایگاه قرار نداده اند و یا در 

 صورتی که آدرس وبلاگ یا سایت گروه شان تغییر کرده است،  

لطفا 

 در اسرع وقت آدرس مذکور را به ایمیل پایگاه   

      (paygahdini@gmail.com) ارسال نمایند. 

من الله توفیق


نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۲ - 11:17

بارم بندی پیشنهادی( پایگاه دینی) درس قرآن پایه اول متوسطه اول(هفتم)و پایه دوم متوسطه اول (هشتم)

آزمون مفاهیم (کتبی)

پرسش از:

شماره درس

میان ترم (دیماه)

پایان ترم(خرداد ماه)

شهریور

معنای کلمات

1تا3

2 نمره

-

1

4تا6

2 نمره

-

1

معنای ترکیب ها

1تا3

3 نمره

-

5/1

4تا6

3 نمره

-

5/1

معنای جملات و آیات(تمرین ب انس با قرآن)

1تا3

4 نمره

-

2

4تا6

4 نمره

-

2

الگوهای قواعدساده قرآنی

1تا3

1 نمره

-

1

4تا6

1 نمره

-

1

معنای کلمات

1تا6

-

1 نمره

-

7تا9

-

2 نمره

1

10تا12

-

2 نمره

1

معنای ترکیب ها

1تا6

-

2 نمره

-

7تا9

-

2 نمره

5/1

10تا12

-

2 نمره

5/1

معنای جملات و آیات(تمرین ب انس با قرآن در خانه)

1تا6

-

3 نمره

-

7تا9

-

3 نمره

2

10تا12

-

3 نمره

2

جمع

20 نمره

20 نمره

20 نمره

تذکر مهم : نمره پایانی هر نیم سال دانش آموز ، معادل نمره ی قرائت و مفاهیم اوست.

پایگا ه کیفیت بخشی به فرآیند آموزش دروس قرآ ن ومعا رف اسلامی   

                                 استا ن گیلا ن


نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۲ - 11:2

با سمه تعا لی

در راستای برنامه ارسا لی وزارتی و متعا قب آن تدوین برنامه عملیاتی پایگاه کشوری قرآن و معارف اسلامی مستقر در استان گیلان ، یکی از مؤ لّفه های برنامه عملیاتی ، ( طراحی تدوین تولید ) بسته های آموزشی 

بوده لذا به منظور وصول به این هدف ، از تمامی دبیران محترم قرآن وپیا م های آسمان سراسر کشور طی جدول پیشنهادی طراحی شده دعوت بعمل می آید تا براساس عناوین دروس پیام های آسمان هشتم نسبت به تأ لیف جدید با موضوعیت همان درس اقدا م نمایند .

نکات قابل توجه :

1-متون تأ لیفی به منظور دانش افزایی و ارتقاء علمی دبیران قرآ ن ومعارف اسلامی سراسر کشور می باشد .

2-متون تأ لیفی ، آیات ، روایات ، شواهد ، مصا دیق ، دا ستان ، اشعار و................... استفا ده شده ، غیر از همان درس با شد.

3- متون تأ لیفی با مستندات در قا لب wordتا پایان دیماه 93 ارسال گردد .

4- متون برگزیده جهت استفاده بهینه دبیران قرآ ن ومعارف اسلامی سراسر کشور با ذکر نام مؤ لف یا مؤ لفین واستا ن درکتاب الترونیکی پایگاه درج می گردد .

5- به آثار برتر و منا سب ، علاوه بر امتیاز دهی درفرم ارزیا بی ، تقدیر نامه نیز اهدا  می گردد .

 

پایگا ه کیفیت بخشی به فرآیند آموزش دروس ق استا ن گیلا ن قرآ ن ومعا رف اسلامی        

استا ن گیلا ن

 


نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۲ - 10:25

دسته بندی :

باسمه تعالی

ردیف

استان

دروس پیامهای آسمان پایه هشتم

1

آذربایجان شرقی

فصل اوّل (خداشناسی): درس اوّل: آفرینش شگفت‌انگیز

2

آذربایجان غربی

فصل اوّل (خداشناسی): درس اوّل: آفرینش شگفت‌انگیز

3

اصفهان

فصل اوّل (خداشناسی): درس دوم: عفو و گذشت

4

اردبیل

فصل اوّل (خداشناسی): درس دوم: عفو و گذشت

5

البرز

فصل دوم (معاد) : درس سوم: همه چیز در دست تو

6

ایلام

فصل دوم (معاد) : درس سوم: همه چیز در دست تو

7

بوشهر

فصل سوم (راهنماشناسی): درس چهارم: پیون جاودان

8

چهارمحال و بختیاری

فصل سوم (راهنماشناسی): درس چهارم: پیون جاودان

9

خراسان رضوی

فصل سوم (راهنماشناسی): درس پنجم: روزی که اسلام کامل شد

10

خراسان شمالی

فصل سوم (راهنماشناسی): درس پنجم: روزی که اسلام کامل شد

11

خراسان جنوبی

فصل چهارم (راه و توشه): درس ششم: نردبان آسمان

12

خوزستان

فصل چهارم (راه و توشه): درس ششم: نردبان آسمان

13

زنجان

فصل چهارم (راه و توشه): درس هفتم: یک فرصت طلایی

14

سمنان

فصل چهارم (راه و توشه): درس هفتم: یک فرصت طلایی

15

سیستان و بلوچستان

فصل پنجم (اخلاق): درس هشتم: نشان ارزشمندی

16

شهر تهران

فصل پنجم (اخلاق): درس هشتم: نشان ارزشمندی

17

شهرستانهای تهران

فصل پنجم (اخلاق): درس نهم: تدبیر زندگانی

18

فارس

فصل پنجم (اخلاق): درس نهم: تدبیر زندگانی

19

قزوین

فصل پنجم (اخلاق): درس دهم: دو سرمایۀ گرانبها

20

قم

فصل پنجم (اخلاق): درس دهم: دو سرمایۀ گرانبها

21

کردستان

فصل پنجم (اخلاق): درس یازدهم: آفت‌های زبان

22

کرمان

فصل پنجم (اخلاق): درس یازدهم: آفت‌های زبان

23

کرمانشاه

فصل پنجم (اخلاق): درس دوازدهم: ارزش کار

24

کهگلویه و بویراحمد

فصل پنجم (اخلاق): درس دوازدهم: ارزش کار

25

گلستان

فصل پنجم (اخلاق): درس سیزدهم: کلید گنج‌ها

26

گیلان

فصل پنجم (اخلاق): درس سیزدهم: کلید گنج‌ها

27

لرستان

فصل ششم (جامعۀ اسلامی): درس چهاردهم: ما مسلمانان

28

مازندران

فصل ششم (جامعۀ اسلامی): درس چهاردهم: ما مسلمانان

29

مرکزی

فصل ششم (جامعۀ اسلامی): درس چهاردهم: ما مسلمانان

30

هرمزگان

فصل ششم (جامعۀ اسلامی): درس پانزدهم: حقّ‌النّاس

31

همدان

فصل ششم (جامعۀ اسلامی): درس پانزدهم: حقّ‌النّاس

32

یزد

فصل ششم (جامعۀ اسلامی): درس پانزدهم: حقّ‌النّاس


نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۲۲ - 10:18

                                                           امکان شناخت خدا

مفاهیمی که ما در ذهن داریم، همگی متخذ از مخلوقات و یا ساخته ی ذهن خود ماست. چگونه با این مفاهیم می توان خدای " لیس کمثله شئ " را شناخت؟

این سوال را از دو منظر می توان پاسخ داد؛ یکی از منظر دینی و دیگری از منظر عقلی. یعنی منظور مطرح کننده ی این اشکال ، یک بار این است که در دین به ما گفته شده است : خدا " لیس کمثله شئ" است ؛ لذا نباید سعی کنیم که خدا را با این عقل ناقص خود بشناسیم. در این جا ، مطرح کننده ی اشکال می تواند به برخی از احادیث نیز متمسک شود ؛ برای مثال : " لاتتفکروا فی ذات الله " ، " لاتتکلموا فی الله " ، " ایاکم والتفکر فی الله " ... یا : " کل ما میّزتموه بأوهامکمفی أدقّ معانیه فهو مخلوق مصنوع مثلکم مردود الیکم و لعل النمل الصغار تتوهم أن لله تعالی زبانیتین."2

        در جواب چنین کسی باید گفت:

اولا در خود اخادیث اهل بیت (ع) ، سخنانی کاملا خلاف این را نیز می بینیم. در موارد فراوانی ، به تفکر در باب خدا توصیه شده است ؛ مثلا : " افضل العبادۀ إدمان ُ التفکر فی الله" 3 . امام خمینی« ره» مطلب را چنین توضیح می دهد : " آن تفکری که منع شده ، یا تفکری در کنه ذات است که اساسا امری محال است و این احادیث می گویند سودای بیهوده در سر نپرورانید که خیال کنید می توانید  به کنه ذات پی ببرید- یا خطاب به دسته ای از مردم است که قلوبشان طاقت استماع برهان ندارد و استعداد ورود در این گونه مباحثات را ندارند."4

ثانیا ، همان طور که استاد مطهری به خوبی نشان داده است ، " استدلال هایی که در متون اسلامی ، یعنی در قرآن و احادیث و ادعیه مأثوره اسلامی در زمینه ی علم خداوند ، قدرت خداوند ، بساطت خداوند ، نفی صفات زاید بر ذات ، و سایر مسایل الهی شده است ، از نوع استدلال منطقی و تجزیه و تحلیل فکری است و اگر عموم مردم مکلفند که مقلد و متعبد باشند ، پس این استدلال ها و تجزیه و تحلیل های منطقی برای چیست و بر ای کیست ؟"5

اما گاهی مطرح کننده ی اشکال ، کقصود دیگری دارد ؛ یعنی توجهش به دستگاه ادراکی بشر است و مسأله را از منظر عقلی مطرح می کنند و می گویند : " این دستگاه ادراکی ، توانایی شناخت خدایی را که هیچ مثل و مانند و مشابهی ندارد و بی نهایت است و ... ، ندارد. استاد شهید مطهری به این اشکال چنین پاسخ می دهند:

" این مطلب عقلا و شرعا صحیح است که خداوند را مانندی نیست : لیس کمثله شئ . او را به هیچ چیز و هیچ چیز را به او نمی توان تشبیه کرد ؛ خاک را با علام پاک نسبتی نیست. و هم این مطلب دیگر صحیح است که بشر قادر نیست به کنه ذات و صفات حق پی ببرد. ولی این جهت ایجاب نمی کند که امتیاز و تفاوت مخلوق و خالق در این جهت باشد که هر معنی و صفت که درباره ی مخلوق صدق می کند ، درباره ی خالق صدق نکند و باعکس. تفاوت خالق و مخلوق در وجوب و امکان ، در قدم و حدوث ذاتی ، در تناهی و عدم تناهی ، و در بالذات و بالغیر بودن است. فی المثل خداوند عالم است و انسان هم عالم است. علم هم جز به معنی آگاهی و احاطه و کشف نیست. تفاوت در این است که خداوند عالم بالوجوب است و انسان عالم بالامکان ؛ او قدیم العلم است و انسان حادث العلم. او عالم است به کلی و جزیی و گذشته و حاضر و غیب و شهادت : " ولا یَعزُبُ عن علمه مثقال ذرۀ " و انسان عالم است به قسمت بسیار محدودی. علم او بالذات است و علم انسان بالغیر . تفاوت آن علم و این علم تفاوت نامتناهی و متناهی است ... . پس صحیح است که خداوند مانند مخلوقات و مخلوقات مانند خالق نیستند ؛ ولی نفی مثلیت مستلزم اثبات ضدیت نیست . این گونه تنزیه که بگییم هر چه درمخلوق است ، مغایر و مخالف و مباین است با آنچه در خالق است ، اثبات نوعی ضدیت است میان خالق و مخلوق ؛  حال آن که همچنان که خداوند را مثل نیست ، ضد نیز نیست ؛ مخلوق ضد خالق نیست ، بلکه پرتو خالق و آیت و مظهر اوست . این تلقی از آن جا ناشی می شود که مفهوم و مصداق با یکدیگر خلط شده اند ؛ یعنی وجود خارجی ِ مخلوق مانند خالق نیست ، نه این که هر مفهومی که بر مخلوق صدق می کند ، بر خالق صدق نکند."6

استاد مطهری در ادمه توضیح می دهد که طرح چنین اشکالاتی ، ناشی از عدم شناخت دقیق " حدود توانایی عقل " است و " نظر دانشمندانی که مدعی شده اند ، توانایی عقل محدود است به تجرید و تعمیم و ترکیب و تصرف و عمل در آن چه از طریق حواس به دست می آید و بس ، ناشی از عدم بررسی صحیح و عدم نقادی کامل دستگاه اندیشه است . "7

( در پاسخ سؤال " خدا را چگونه باید تصور کنیم ؟" توضیحات بیشتری خواهد آمد) .

_______________________________________________________

  1. این احادیث با عبارات مختلفی در منابع زیر نقل شده است: اصول کافی، ج 1 ، ص 93 ( کتاب التوحید ، باب النهی عن الکلام فی الکیفیه ، حدیث 7 ) ؛ التوحید صدوق ، صص 457-454 (باب 67 ، احادیث 1و2و9 ) . به نقل از شرح چهل حدیثامام خمینی « ره » ، ص210 ، پاورقی19

  2. بحارالانوار،ج69، ص293. امام باقرعلیه اسلام فرمود : " هرچه را که شما در باریک ترین توهمات خود مشخص کنید و بپندارید که او خداست، آن ساخته و پرداخنه ذهن شماست. شاید مورچه های ریز هم تصورشان این باشد که خداوند مانند آن ها دو شاخک دارد. " این حدیث را استاد مطهری با عبارات متفاوت در پاورقی های اصول فلسفه و روش رئالیسم ، ج5 ، ص 160 آورده است.

  3.  امام خمینی ، شرح چهل حدیث ، ص194.

  4. برای تفصیل بحث ، ر.ک: شرح چهل حدیث، صص 195-192؛و نیز پاورقی های استاد مطهری بر اصول فلسفهو روش رئالیسم،ج5،صص174-172

  5. پاورقی های اصول فلسفه و روش رئالیسم،ج5،صص175؛ و نیز ص 28 و صص 46-45

  6. همان،صص 170-169

  7. همان ص 170

 

 

منبع: کتاب پرسشها و پاسخ های دینی از حسین سوزنچی


نویسنده: دبیر پایگاه | پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۸/۱۵ - 21:26

آخرین مطالب

» اَللـهُمّ عَجّـل لِـوَلِـيّـكَ الـفَـرَج ( شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۳ )
» سایت رسمی پایگاه ( یکشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۶ )
» ****پایگاه کیفیت بخشی آموزشی درس دینی قرآن**** ( پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۲۵ )
» معرفی اعضا ( پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۲۵ )
» تاریخ اعلام نظر پایگاه در مورد تالیفات ارسال شده ( پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ )
» معاد و جاودانگی انسان 6 ( چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۵ )
» جدول موارد ارسالی از استان ها ( سه شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۴ )
» پرسش ها و پاسخ های دینی 11 ( سه شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۰۷ )
» پرسشها و پاسخ های دینی 10 ( سه شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۳۰ )
» معاد و جاودنگی انسان 5 ( پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۵ )
» پرسش ها و پاسخ های دینی 9 ( چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۴ )
» پرسش و پاسخ های دینی 8 ( سه شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۶ )
 

لینکستان

ADS

درباره ما